پایان نامه های کارشناسی ارشد

در این وبلاگ تکه هایی از متون پایان نامه ها درج می شود برای تهیه متن کامل آن با فرمت ورد می توانید به سایت www.elmyar.net مراجعه کنید

فروش فایل پایان نامه : رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

خشونت روانی نوع دیگر از خشونت که عمدتاً در محیط خانوادگی بر زنانی اعمال می شود بدرفتاری یا به عبارت دیگر خشونت روانی است. این نوع از خشونت لزوماً همراه با خشونت های بدنی نیست و ممکن است به تنهایی به عنوان یک ابزار تحقیر کننده و تضعیف کننده روحیه علیه زنان، توسط شوهران به…

فروش فایل پایان نامه : رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

خشونت روانی

نوع دیگر از خشونت که عمدتاً در محیط خانوادگی بر زنانی اعمال می شود بدرفتاری یا به عبارت دیگر خشونت روانی است. این نوع از خشونت لزوماً همراه با خشونت های بدنی نیست و ممکن است به تنهایی به عنوان یک ابزار تحقیر کننده و تضعیف کننده روحیه علیه زنان، توسط شوهران به کارگرفته شود. این نوع از سوء استفاده از قدرت و خشونت هم دارای دامنه وسیعی از رفتار می باشد که مرتکب سعی می کند توسط آن اعتماد به نفس را از زن گرفته و همواره به او به عنوان جنس دوم بنگرد و این رفتار این چنین در طول زمان تکرار می شود.

در یک تعریف خشونت روانی در زندگی زناشویی از جانب زوج عبارت از هرگونه رفتار با کلامی که مرد با آن شرافت و آبرو و شخصیت و حرمت انسانی همسر خود مخدوش سازدو با عملکرد خود با ایجاد محدودیت بر زن موجب کاهش اعتماد به نفس، احساس حقارت، تخریب شخصیتی افسردگی و ایجاد حس عدم رضایت در زن گرددو به شکل مستقیم و غیر مستقیم .تزلزل روحی او را ایجاد می کند. این نوع از خشونت های شفاهی نیز تعبیر می شود و از مصادیق گسترده این نوع آزار می توان به مواردی چون انتقادهای ناروا، بد دهانی، توهین و تحقیر، سرزنش، اعتراض مداوم به موضوعات مختلف زندگی، کوچک کردن فرد در جمع، تمسخر، فحاشی، تهدید به ازدواج مجدد یا طلاق تهدید به قطع مواجب مالی یا تهدید به گرفتن فرزندان و آبروریزی در محل کار یا تحصیل زن. جدا کردن زن از دوستان یا افراد فامیل، ممنوعیت از دیدار با اعضای خانواده و تلقین مداوم و بی ثباتی و ناکارآمدی … اشاره نمود.[1]

خشونت های روانی همانطور که از نامشان برمی آید روح و روان زن را مورد تهاجم جملات و آسیب ها قرار می دهد. برخلاف صدمات بدنی که اثر مستقیم آن ها قابل مشاهده است. مشکلات و ناراحتی های روانی ممکن است بعد از مدتی بروز کند که بعدها این گونه حالات روحی، جسم زن را نیز مورد تهدید قرار می دهد. زنی که مورد چنین بی مهری قرار گرفته باشد. بسیار ضعیف شده و اعتماد به نفس به شدت کاهش می یابد. دسته زیادی از این زنان به لحاظ از دست دادن روحیه و امید به زندگی و افسردگی شدید دست به خودکشی می زنند.[2]

پاره ای دیگر نیز به لحاظ کمبود محبت هر دستی که به سویشان دراز می فشارند و محبت اورا پذیرا می شوند هرچند بدانند که پوچ و ظاهری است. بدین گونه است که این رفتار ها خود باعث افزایش فساد و انحراف در جامعه خواهد شد و اثر مخرب بیشمار را به دنبال خواهد داشت.

خشونت روانی رایج ترین شکل خشونت در خانواده های ایرانی است و نباید از یاد ببریم که پیامد همه اشکال همسرآزاری اعم از فیزیکی و جنسی و غیره چیزی جز ناراحتی و آزارهای روحی نبوده و به شکل مضاعف زن را آزار خواهد داد. به زبانی ریشه بسیاری از اختلافات خانوادگی است. حرف هایی که نزدیک کننده باشد و خشم طرف مقابل را برانگیزد و راهی را بی اختیار انتخاب کند که می تواند عواقب ناگواری داشته باشد.اگرچه کنترل بدرفتاری از ابتدایی ترین اصول روابط متقابل است. تحریک و هیجان نباید اثر چندانی بر کنترل فرد بگذارد و از طرفی فرد خشمگین نمی تواند بدرستی بیندیشد و خشم او را فراگرفته گاه اقدام به اعمال جنون آمیز می نماید. در توضیح این گونه خشونت می توان از مردانی نام برد که دیار ماست بدبینی و سوء ظن نسبت به همسر خود می باشند. رفتارهایی از قبیل محبوس کردن زن در محیط خانه و تحت نظر گرفتن او از طریق نظارت شدید بر رفت و آمدها و تماس های تلفنی، منع ملاقات با دوستان و آشنایان و اعضای خانواده ممانعت از انتقال زن خارج از منزل. تعقیب پنهانی از زمره خشونت روانی امروزه است. در ایران چنانچه این موضوع به اثبات هم برسد نهایت برخورد قانونی مطابق قانون 608 ق.م.ا محکومیت زوج به عنوان مرتکب توهین عادی می باشد. لزوم برخورد قاطعانه قانونگذار با توجه به قداست خانواده و زن و اهمیت حمایت از ارزش های اخلاقی روز به روز بیشتر می شود.

بند چهارم:خشونت اقتصادی و کاری

این قسم از خشونت از جانب زوج در زندگی زناشویی شامل هر نوع رفتاری است که از روی قصد نیست، زن را در امور مربوط به اشتغال، اقتصاد و دارایی، تحت فشار، آزار و تبعیض قرار دهدو مصادیق آن عبارتند از: عدم پرداخت نفقه، بخل،کنترل وسواس گونه خارج منزل، دریافت اجباری حقوق زن، دریافت اجباری ارثیه وی، سوء استفاده یا سرقت اموال و دارایی های همسر، ندادن خرجی خانه و پول توجیبی همه از موارد خشونت اقتصادی  علیه زنان است. مردان به دلیل توانایی برتر جهانی و حمایت جامعه از آنان فکر می کنند که بوسیله تحت فشار قرار دادن اقتصادی بر زنان می توانند بر آنان حکومت کنند بسیاری از امتیازهای زندگی را نصیب خود کنند وزن را وابسته به خود کنند تا بتوانند هرطور که می خواهند با زن رفتار کنند. زنی که پایگاه های اقتصادی خود را رها می کند و وارد پیوند زناشویی وی می شود وقتی با خشونت مرد روبرو می شود از ترک او و نابسامانی اجتماعی و اقتصادی بعد از آن می ترسد. وقتی به این نتیجه می رسد که حمایت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی نخواهد داشت به خود می قبولاند که زندگی او همین است. از همه بدتر اینکه اینگونه زنان به خود لقب زن سازش کار و زن صبور می دهند. زن آسیب دیده شیری است که خودش قفسی را به دور خود بسته که میله های آن از بهانه های مختلف ساخته شده است. اگر اعتماد به نفس داشته باشد و این میله ها را بشکند آنوقت می فهمد که چه موجود قدرتمندی است. تغییر ممکن است اما باید عرصه را روی توانمندی های خود باز کنیم و از شیوه های مختلف استمداد بگیریم.[3]

بند پنجم: هرزه نگاری

اصطلاح پورنوگرافی یا هرزه نگاری برای اشاره تجسمی بی پرده از مسائل جنسی با هدف تحریک یا ارضای جنسی به کار می رود که در قالب های مختلف از جمله: کتاب، فیلم و مجله ارائه می شود.

خرید و  دانلود فایل پایان نامه ارشد : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان با فرمت ورد (DOC)

تولیدکنندگان آثار مستهجن ویدیویی که در صنعتی 10 میلیارد دلاری به فعالیت مشغولند همواره با پیش کشیدن مباحثی نظیر آزادی میان و باتشکیل لابی های قدرتمند سیاسی. به دنبال کسب آزادی بیشتر هستند هرچند این آزادی به بهای تحقیر جایگاه زن، خشونت علیه زنان، تبدیل زنان به کالاهای مصرفی و بدآموزه های اجتماعی بدست می آید. به علاوه تبدیل این آثار به معلمان آموزش جنسی و به تصویر کشیدن روابط جنسی خشن با زنان به گسترش سلطه جویی مردان درهمه  زمینه ها انجامیده است.

امروزه حد و مرزهای اندکی مانده است که در مسابقه لجام گسیختگی تهیه کنندگان آثار عرضه پورنوگرافی در ارائه آثار شوک برانگیز، تحقیر آمیز و ارتباط دهنده واکنش غریزی انسان ها با لذت جنسی مورد تجاوز قرارگرفته است.

آنچه دستمایه ی چنین برده کشی جنسی از زنان می شود لغت لوث شده ی آزادی بیان و آزاری زنان است. آزار زنان پوششی است برای بهره کشی اقتصادی و جنسی هرچه بیشتر از زنان در جهان است.

در نگاه اول به نظر می رسد برترین خطر از ناحیه پورنوگرافی متوجه روابط عاشقانه زوجین در خانواده است. متاسفانه این طور نیست وحشتناک ترین تاثیر این فیلم ها ترویج پدیده شوم و غیر انسانی تجاوز به محارم و اقارب است. یکی دیگر از آثار هرزه نگاری روابط جنسی با حیوانات است. زنانی که مورد خشونت هرزه نگاری قرار می گیرند. در دراز مدت دچار مشکلاتی از قبیل از دست دادن اعتماد به نفس، کاهش شدید عشق و کاهش توان عاطفی، تضعیف انسانیت، نقش بستن تصاویر جنسی در مغز و تاثیر آن بر رفتار جنسی، انزوا و کاهش روابط اجتماعی و تحلیل توان عقل، پرخاشگری می شود. گذشته از زنانی که که کارگران صفت محسوب می شوند حتی زنانی که همسرانشان به تماشای این فیلم های مستهجن تماشا می کنند نمی دانند که با این کارشان باعث بدبختی زنهایشان می شوند وقتی مردی از روی دلخوشی و لذت به تماشای فیلم های مستهجن می نشیند همین علل او را به تدریج تاثیر نابود کننده ای بر اعتماد به نفس همسرش دارد.[4]

1-مجی- سیده فاطمه- آسیب شناسی اجتماعی زنان- خشونت علیه زنان. فصل نامه کتاب زنان. شماره 145 زمستان 1380. دص 404

 

2- بختیار نزاد. پروین. زنان خود سوخته. جلد اول. تهران. نشر میزان. چاپ اول 1383. ص 38

3- www.asriran. com

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

دانلود پایان نامه ارشد: مصادیق بزه دیدگی زنان بر اساس مکان وقوع بزه

مصادیق بزه دیدگی بر اساس مکان وقوع بزه بعضی از طبقات همچون زنان به دلیل عوامل خاص زیست شناختی و اجتماعی، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن دارند و براساس یافته های جرم شناختی، بزه کاران بالقوه قربانیان خود را غالباً از میان افرادی انتخاب می کنند که ارتکاب جرم بر…

دانلود پایان نامه ارشد: مصادیق بزه دیدگی زنان بر اساس مکان وقوع بزه

مصادیق بزه دیدگی بر اساس مکان وقوع بزه

بعضی از طبقات همچون زنان به دلیل عوامل خاص زیست شناختی و اجتماعی، پیش زمینه و استعداد قبلی برای بزه دیده واقع شدن دارند و براساس یافته های جرم شناختی، بزه کاران بالقوه قربانیان خود را غالباً از میان افرادی انتخاب می کنند که ارتکاب جرم بر روی آن ها دارای خطر و هزینه­های بالایی نباشد. بنابراین زنان به عنوان افراد بالقوه آسیب پذیر از مردان آماج های مطلوبی برای آن ها محسوب می شوند ولی بزه دیدگی زنان در محیط های مختلف اتفاق می افتد. در محیط خانه در محیط اجتماع و حتی در خیابان ها زنان پیوسته مورد بزه دیدگی قرار می گیرند.

بند اول: خشونت در محیط خانه

خانه دیگر پناهگاه نیست. خشونت در خانواده ها بیشتر از سرطان و تصادفات جاده ای موجب مرگ یا معلولیت جسمی زنان می شود. خشونت خانگی شایع ترین شکل بزه دیدگی زنان است. طبیعت بزه دیدگی زنان در محیط خانه به دلیل قدرت غیر متوازن زن و مرد به گونه است که می توان آن را نوعی شکنجه تلقی نمود. خشونت علیه زنان مفهومی مشکک است. از این رو اعمال با درجات مختلف با توجه به نظر قانونگذار می تواند مصداق جرم باشد. قتل، اسیدپاشی، ضرب و جرح، کتک زدن، توهین، ایجاد محرومیت و کمی توجهی همه از مصادیق خشونت علیه زنان در خانه می توانند باشد[1].

زنان در تمام دوران خواه قبل از ازدواج در خانه پدر و خواه بعد از ازدواج در خانه همسر محتمل رفتارهای خشونت آمیز و شکنجه های گوناگون می شوند در خانه پدری، دختران با محدودیت هایی روبرو هستند که با رضایت پدر توجیه می شود. اعمال ولایت قهری در صورت غبطه و سلاح افراد جایز بوده و در صورتی که بدون حفظ دوام فرد و یا بدون توجیه عقلانی باشد می تواند موجب مسئولیت مدنی یا کیفری باشد. سو استفاده از اعمال ولایت می تواند آغاز افعال خشونت آمیزی هم چون قتل، ضرب و جرح، حبس خانگی، توهین و تحقیر علیه آن ها می شود.

پس از ازدواج در خانه شوهر این همان ریاست خانواده با تحکم غیر موجه و سلیقه ای مرد سرآغاز خشونت علیه زنان می گردد. چنین ریاست بی قید و شرطی در خانه به صورت کتک زدن، سوء رفتار جنسی، ناسزاگویی، تهدید، تحقیر، حبس خانگی، با کنترل رفت و آمد ظاهر می شود که آثار زیانبار روانی، جسمی، اجتماعی فراوانی بر جان و روح زنان برجای می گذارد.

جرایم خانگی علیه زنان وسعت زیادی دارند و یکی از ویژگی های این خشونت نهانی بودن آن است که از 2 منظر قابل بررسی است. زنان به عنوان بزه دیده مایل به طرح آن نیستند و به عبارتی تا کارد به استخوانشان نخورده حرفی از آن یه میان نمی آورند. ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی و آموزشی یک جامعه تا حدی می تواند دلایل این چنین امری را توجیه نماید. جنبه دیگر موضع رسمی دولت است نتیجه چنین کتمانی تکوین اعمال اجرایی، قضایی و تقنینی خاصی می شود که اصولاً به مسئله خشونت علیه زنان بی اعتنا یا کم اعتنا است. ویژگی دیگر بزه دیدگی در خانه ماهیت2 پهلوی آن است. اگرچه جرایم در محیط خانه و حوزه خصوصی رخ می دهد اما صرفاً امری خصوصی نیست و در نتیجه گسترش چنین رفتاری مخالف نظم و وجدان عمومی می باشد و در مواردی قابلیت تبدیل شدن به مسئله بغرنج و در نتیجه یک مفصل سیاسی را نیز دارد. همانطور که امروز نیز از چنین وصفی را نیز دارد. از سوی دیگر با عنایت وقوع چنین افعالی در محیط های خصوصی از لحاظ اثباتی دشوارهای خاصی قابل ترسیم است. بدلیل وقوع جرم در حوزه خصوصی و عدم حضور دیگران شما است کمتر می تواند در اثبات وقوع فصل مجرمانه مورد استفاده قرارگیرد. اثبات امر با اقرار نیز اگرچه ممکن است اما بدلیل ذی نفع بودن مرد کمتر رخ می دهد.

بند دوم: خشونت در محیط اجتماع

خشونت حادثه نیست بلکه مشکل اجتماعی است. صفحه حوادث روزنامه ها نشان می دهد که در چند سال اخیر خشونت در میان اقشار جامعه افزایش پیدا کرده ولی تا کنون برای این مفصل چاره ایی نیندیشیده است. به عنوان مثال همسرکشی، عاشق کشی نوع شدید خشونت است. معمولاً کسانی که دست به خشونت در محیط جامعه می زنند کسانی هستند که در تداوم نارضایتی مزمن عمل می کنند که این نیز معلول عوامل مختلفی است. برخی مردان به سبب ساختار مردانه آزادبودنشان با کوچکترین نارضایتی و ناملایمی در روابط مرتکب خشونت می شوند. مشکلات اجتماعی ما از قبیل: اعتیاد، فقر، ایدز، استفاده نادرست از ماهواره ها و اینترنت، انحراف در دوستی با چنین مخالف و …. است. افزایش این مشکلات باعث افزایش خشونت در اجتماع شده است. این مشکلات باعث نوعی بی تفاوتی نسبت به این پدیده نابهنجار شده است. رئیس اداره پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه نیز افزایش خشونت در جامعه را مخصوصاً علیه زنان حاصل اساس شدید ناکامی اجتماعی مردانه و براین عقیده است که امروزه و جامعه ما فضای بسیار رقابتی در همه زمینه ها دیده می شود. فرصت مناسب رشد و ترقی برای جوانان وجود ندارد و افراد احساس تبعیض و محرومیت می کنند. این عوامل را که با هم جمع کنیم. خیلی دور از انتظار به نظر نمی رسد که خیابان به فضای جرم و منظر ناکامی های اجتماعی تبدیل شود. متاسفانه دراین بین اطلاعات ضدونقیض و متفاوت از میزان خشونت در سطح اجتماع، از اهمیت این مساله می کاهد و باعث می شود.[2]

بند سوم: مزاحمت های خیابانی

مزاحمت هایی خیابانی به ویژه مزاحمت هایی که به اشکال گوناگون برای زنان ایجاد می شود موضوع بدیهی نیست. اما در سال های اخیر با تحصیل بیشتر دختران در دانشگاه ها و مراکز آموزشی، افزایش آمار، اشتغال آن ها نسبت به گذشته و به طور کلی حضور گسترده تر آن ها در سطح جامعه این مزاحمت ها بیشتر به چشم می خورد. در یک تعریف ساده وقابل فهم، تجاوز رفتاری به حقوق خصوصی افراد در منظر و ملأ عام مزاحمت های خیابانی نامیده می شود. افرادی که در جامعه برای زنان مزاحمت خیابانی ایجاد می کند دچار فقر فرهنگی هستند در اصطلاح تازه به دوران رسیده بوده اند و یک مرحله ارتقای مادی در زندگی اجتماعی شان اتفاق افتاده ویژگی مشترک دیگر این است که الگوگیری غلط دانسته اند یعنی مزاحمت را تفریح تلقی می کردند و در تربیت خانوادگیشان طوری بود که جنس مونث را به صورت شکار می دیده اند و فکر می کرده اند خیابان شکارگاه و زنان شکار هستند مورد دیگر این است که بیشتر این افراد مجرد بوده اند یا در دوران تجرد تجربه رابطه نامشروع داشته اند. ویژگی های دیگر مزاحم های خیابانی در الگوی تربیتی که این افراد دانسته اند به کارکرد جنسیتی زنان اهمیت و اولویت داده می شده و سلطه مردان بر زنان را حق خودشان دانسته اند. یعنی ممکن است این افراد به شهر های بزرگ رفتند وعقاید و تفکرغلط موروثی را یدک می کشند.از سوی دیگر نشان داده شده که بعضی از این افراد متاهل یا در دوران مزاحمت رابطه خوبی باهمسرانشان به منظور رفع خلاعاطفی یا دفع تحقیر روحی دست به این کار زدند .

مبحث دوم :مصادیق بزهکاری خاص زنان

خرید و  دانلود فایل پایان نامه ارشد : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان با فرمت ورد (DOC)

جوامع هیج وقت از وجود پدیده مجرمانه در امان نبوده و این مهم مختص مردان نیست وزنان هم شامل می شود.در مطالعات جرم شناختی راجع به زنان با دو گروه از جرایم روبه رو می شویم که یکی مشترک بین زن و مرد بوده و هر دو گروه جامعه می تواند آن ها را مرتکب شوند و دیگری اعمال مجرمانه خاصی است که که افراد مشخصاً با توجه به توانایی های جنسی با جنسیت شان انجام می دهند.

در این مبحث سعی شده است که جرایم گروه دوم که ممکن است بزه دیدگی گذشته افراد درایجاد ان موثر باشد به استناد ذکر شده وبه مواردی که این موضوع در ان بارزتر می باشد تاکید بیشتری گردد.

[1] -www.fararu. com

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

دانلود پایان نامه ارشد – رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

جرایم بر ضد عفت و اخلاق عمومی از مهمترین اعمالی که زنان بر خلاف ارزش ها و اصول تایید شده توسط شرع و عرف مرتکب می شوند و جنسیتشان به نحو بارزی در تحقق ان نقش دارد.با توجه به محدودیت کمی تحقیق به بند مورد به شرح ذیل پرداخته می شود. بند اول:روسپیگری بحث زنان…

دانلود پایان نامه ارشد – رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

جرایم بر ضد عفت و اخلاق عمومی

از مهمترین اعمالی که زنان بر خلاف ارزش ها و اصول تایید شده توسط شرع و عرف مرتکب می شوند و جنسیتشان به نحو بارزی در تحقق ان نقش دارد.با توجه به محدودیت کمی تحقیق به بند مورد به شرح ذیل پرداخته می شود.

بند اول:روسپیگری

بحث زنان خیابانی یا اصطلاحا روسپی متعلق است به تمام جوامع بشری که از دیر باز مورد توجه جامعه شناسان، روان شناسان، مددکاران و فعالان حوزه اجتماعی بوده است.

فحشاء خرید و فروش روابط جنسی است.به عبارت دیگر ایفای عمل جنسی است با فرد دیگر در مقابل پرداخت پول ودر تعریفی مضیق روسپی زن یا دختری است که به خاطر پول و برای ارضای میل جنسی مرد به او تسلیم می شود ودر این کار از خود نه اختیار داشته ونه  ازنظرجنسی لذت می برد.[1]

در قانون ایران تعریفی از این پدیده نشده بر خورد قانون گذار با ان تحت عناوین مجرمانه دیگر نظیر زنا به عمل می آید و این در حالی است که ما به ازا مالی در روابط جنسی ماهیت ان را دگرگون می سازد.پس زمانی که شخص در یک رابطه خاص مبادرت به برقراری رابطه جنسی با دیگری می نماید و موردی که در ازای دریافت پول و با این مدت اقدام به عمل نماید،تفاوت بسیاری وجود دارد.

اگرچه روسپی ممکن است زن یا مرد باشد ولی معمولا این عمل را به زنان نسبت می دهند، در حالی که در برخی اوقات مردان نیز برای مردان دیگر، در نقش روسپی ظاهر می شوند که به آن فحشای مردانه می گویند و از محدوده این تحقیق خارج است.[2] لکن از آنجا که در روسپیگری زنان از ویژگی های جنسی و فیزیولوژی خود برای ارتکاب این عمل بهره می جویند به نوعی می توان آن را در این نوشتار جای داد. زنان روسپی اگر بار منفی زیادی را حمل می کنند اما در واقع قربانیان سیستم های سرمایه داری و جوامع مرد سالارند.قربانیانی که هم منفور هم جنسانشان هستند وهم بسته به موقعیت زمانی، مکانی و وجهه اجتماعی، منفور یا مقبول جنس مخالف خود.[3]

یقیناً بسیاری از افراد شب هنگام در خیابان های معروف شهر گذشته و بسیاری از این بردگان جنسی را دیده اند که با ارایشی غلیظ و پوششی خاص به انتظار مشتریان خود هستند.عده ای با افسوس رد می شوند و سر تکان داده و رد می شوند و بعضی دیگر هم لبخند زنان، با نگاهی شهوانی به برگه مشتریان می پیوندند.این زنان در ظاهر خندان چنان می نمایند که از کار خود نهایت لذت را برده و فساد در خون ان ها جاری است اما در واقع اغلب روسپیان افرادی هستند که قربانی خشونت در خانواده و جامعه بیمارشان شده اند.اگرچه در این میان ممکن است زنانی باشند که به علت میل شهوانی بالا و کسب لذت و یا بیماری های خاص روانی،تن به این کار می دهند که البته به نظر می رسد درصد ناچیزی از این گروه را تشکیل می دهند. زنان روسپی از کمترین حقوق انسانی و شهروندی برخوردارند. آن ها بسیار در معرض ضرب و شتم، تجاوز و بیماری های مقاربتی و آسیب های متعدد دیگر قرار دارند. روسپیان در زمان مقرر به ازای مبلغی که دریافت می کنند هیچ نوع حقوقی نداشته باید به همه خواست های مشتری تن در دهد. رابطه بین روسپی و مشتری یک تحقیر متقابل است. در این رابطه هیچ محبتی وجود ندارد و اگر رابطه عاطفی برقرار شود دیگر فحشا نامیده نمی شود.

روان شناسان علت فحشا را علاوه بر تجاوزات همسر، خشونت خانگی، اعتیاد اعضای خانواده و منبع در آمد بودن برای امرار معاش، ضرب و شتم، سختگیری متعصبانه خانواده ما علل روانی مانند تنوع طلبی، ضعف اخلاقی، هیجان طلبی را هم در ارتکاب چنین اعمالی سهیم می دانند.

به هر حال فحشاء در هر جامعه ای نشانی از تزلزل پایه های اجتماعی، مطالبات اقتصادی و کمبودهای فرهنگی مردمان خود می دهد. اگرچه فقر از دیدگاه جرم شناسان اولین دلیل گرایش زنان به فحشاء به خصوص در جوامع در حال توسعه است، توام کشتن آن با مشکلات فرهنگی، سستی مبانی اعتقادی، لاقیدی اخلاقی، عدم تحمل سختی ها، بی سوادی، فقدان مهارت حرفه ای و چشم پوشی نهاد های اجتماعی در حل مشکلات زنان هم احتمال گرایش آنان به فحشاء را بالا می برد.

خشونت های خانگی مخصوصا در موارد جنسی زنان و دختران قربانی این خشونت ها را به این مرحله می کشاند. همسری که برای رسیدن نشئه ای زود گذر، همسر و یا دختر خود را به حراج می گذارد یا با معتاد نمودن او آسان تر به دام فحشا گر فتارش می نماید، سببی بالقوه در قرار دادن قربانی در جایگاه بزهکار خواهد بود. زنان عموما به روسپی گری روی می اورند که بعد از دوره نسبتا طولانی تحمل خشونت با طلاق احساس رهایی کرده و برای رفع احتیاجات مالی و به جهتی مشکلاتی که در این دوره از لحاظ روحی و روانی با خود عمل می کنند یا در مواردی با اجبار خود فروشی تن می دهند.روسپی گری زمینه ساز بزه دیدگی و بزهکاری های دیگر برای خود روسپی و افراد وابسته به آن ها می شود مانند:عاملی برای سقط جنین، تولد کودکان مجهول الهویه،گسترش بیماری های مقاربتی این مطلب را همه افراد جامعه باید به خاطرداشته باشند که آن ها هم خیلی از ما دور نیستند و می توانند یکی از دوستان، همسایگان، خواهران، مادران یا دختران ما باشند. آن ها از دنیای دیگری نیامده اند که شناخت شان حداقل برای فعالان اجتماعی نیاز به ذره بین داشته باشد. آن ها این راه را نه به عنوان ساده ترین راه،که گاه از سر بی خردی، و گاه ناچاری به عنوان آخرین راه برگزیده اند. در هر صورت پاک کردن علامت سوال به جای حل آن پاسخ مناسبی برای معمای زنان بزهکار نیست.

بند دوم: مساحقه

مساحقه یا هم جنس گرایی زنان، نوعی از انحرافات جنسی به شمار می رود که در تعریف قانونی طبق ماده 127:ق.م.ا عبارت از «هم جنس بازی زنان با اندام تناسلی» طبق قانون این عمل جرم و مجازات آن 100 تازیانه است و در صورت تکرار در دفعه چهارم قتل (اعدام) است. این مجازات از موارد حدی و لایتغیر شرعی می باشد که در مورد شخص عاقل، بالغ، مختار و دارای قصد ثابت می شود. مهمترین علت گرایشات همجنس گرایانه زنان برخاسته از مسایل روانی و اشکالات هویت جنسی است. هدایت غلط غریزه سبب برآورده نشدن نیاز واقعی و ایجاد نیاز کاذب در وجود انسان می گر د.

این انحراف گاه ریشه در فقر و عدم وجود امکانات تمتع صحیح جنسی و گاه توجه زودرس و بیش از اندازه به غریزه شهوت، موج دلزدگی از جنس مخالف می گردد، شهوت از جمله غرایز سپری ناپذیر انسان است که توجه به آن می یابد در حد معقول و نیاز باشد انحرافات جنسی سلسله  وسیعی از رفتارهای جنسی است که تعدادی از آن ها شایع می باشد.[4] در گرایش به همجنس بازی عوامل فیزیولوژی شخصی و تجارب اولیه فرد در زندگی اجتماعی بسیار مؤثر است. برخلاف بسیاری از نظریه حامی همجنس گرایی که می کوشند با علمی خواندن فرضیات و توجیهات خود، این بهنجاری را امری طبیعی قلمداد نمایند.علوم جدیدی مانند ژنتیک نشان ممی دهد که هیچ انسانی با ژن همجنس گرایی به وجود نمی آید. عوامل متعددی از جمله عدم ارضای فرد از طریق همسر، عدم امکان ازدواج و همزیستی شبانه روزی با جنس موافق در خوابگاه ها و پانسیون ها، زندان ها و از همه مهمتر عدم توجه به ارزشهای اخلاقی و مذهبی از علل مهم همجنس بازی به شمار می رود.

بنابراین به نظر می رسد که عوامل محیطی و روانی بسیاری که در تشکیل فاکتورهای ذهنی و شخصیتی افراد تاثیر می گذارد باعث بروز چنین رفتارهایی می گردد. در واقع همجنس گرایی نشانه ای از رشد ناقص فرآیند ارتباط گیری با دیگران است.

در دهه 60 میلادی همجنس گرایی به صورت گروهی اجتماعی پدیدار شد که آزادی از ستم مردان و قیود اخلاقی را مطرح نمود. از آنجایی که با اندکی تاخیر توانست جای خود را در مباحث فمنیستی باز کند این حرکت را ابزاری برای مبارزه با مردسالاری، نجات از قیود مردانه قرار داد، کسب امتیاز زنان توسط زنان دانست[5]. با اندکی تعمق درمسیر شکل گیری نهضت های هم جنس گرایانه به راحتی می توان دریافت که ظهور این موج از مبارزات تنها کنشی افراطی برای رهایی از ستم مردان بر زنان  بوده است. مدیر این مطلب ان است که همجنس گرایان از زنان خواستند تا به جای اتلاف انرژی برای مردان به سوی زنان دیگر که همفکر و دارای طیف یکسانی از عواطف زنانه هستندگرایش یابند.[6]

هنوز این معضل در جامعه ایران به لحاظ پایبندی و تربیت مذهبی اکثریت مردم نسبت به جوامع غربی بسیار ناچیز است لکن ظهور این واکنش را در غرب باید به عنوان زنگ خطری برای جوامع اسلامی و شرقی چون ایران که بیار پایبند به مسائل اخلاقی و شرعی می باشند دانست.

از آنجایی که امروزه هرگاه ایده و نظریه جدیدی در محافل اجتماعی (اعم از رسمی و غیررسمی) مطرح شود. عده ای بدون توجه و دقت کافی، عجولانه تصمیم به حمایت از آن گرفته و چه بسا در این راه گرفتار افراطی گری های عجیبی می شوند و در راه استدلال و تثبیت آن به عنوان یک طرح جدید و درست از هیچ کوششی فروگذار نمی نمایند و با طرح مسائلی چون عدم درک لذت زنان در رابطه جنسی از سوی مردان و حس برتری از توقعات جنسی هم نوع خود دارد یا از نظر فروید[7] همجنس گرایی نمی تواند به عنوان بسیاری تلقی شود بلکه باید آن را نوعی توسعه در روابط جنسی نامید. لذا ضروری است سیاستگذاران، پژوهشگران و فعالان حوزه اجتماعی برای مبارزه با عواملی که می تواند زمینه را برای پیوستن به چنین افکار تند و افراط گرایانه ای فراهم آورد برخیزند.

خرید و  دانلود فایل پایان نامه ارشد : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان با فرمت ورد (DOC)

[1] ابهری. مجید. آسیب های اجتماعی و راهکارهای مفابله با آن. تهران. جلد اول.نشر پیشوتن. چاپ اول.1380.ص 130

[2] کاکایی. پریسا. دختران دیروز. زنان خیابانی. نشریه نامه. شماره47. اسفند1384. ص35

[3]-جانفدا.نسیم. ارتباط بزه دیدگی و بزه کاری زنان. ص 105

[4]فرهمند، مریم، فمنیسم و لزنیسسم، فصلنامه کتاب زنان شماره 48. 1384. ص112

[5]همان. ص 114

[6] جانندا، نسیم، ارتباط بزه دیدگی و بزه کاری زنان. ص 79

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

ارتباط نا مشروع شکل دیگری که یک زن ممکن است برای جبران خسارت روحی یا به قصد انتقام از همسر خود اتخاذ کند، خیانت به زندگی زناشویی است. الف) خیانت عاطفی: در بسیاری موارد زنی که خود را در زندگی زناشویی خود تنها احساس می کند و از طرفی از ابراز صحیح برای برطرف کردن…

رابطه بزه دیدگی با بزهکاری زنان

ارتباط نا مشروع

شکل دیگری که یک زن ممکن است برای جبران خسارت روحی یا به قصد انتقام از همسر خود اتخاذ کند، خیانت به زندگی زناشویی است.

الف) خیانت عاطفی: در بسیاری موارد زنی که خود را در زندگی زناشویی خود تنها احساس می کند و از طرفی از ابراز صحیح برای برطرف کردن ناراحتی خویش برخوردار نمی باشد، ناگزیر هر محبتی و لو دروغین را به سمت خود جلب نموده و بدین وسیله خود را ارضاء می نماید. انسان موجودی اجتماعی و محتاج روابط با ممنوع خویش و نیازمند رابطه عاطفی و عشق است، چنانچه این نیاز در زندگی زناشویی برآورده نشود به ناچار ممکن است مخفیانه برای خود راه گریزی جستجو نموده و به ایجاد رابطه پنهانی با جنس مخالف خود رو آورد.

اگرچه ابتدا این رابطه در اکثر موارد صرفاً یک ارتباط دوستانه معمولی است، لکن در اکثر موارد به شکل اولیه خود باقی نمی ماند. لازم به ذکر است که همین میزان در ارتباط هم می تواند به فجایع دیگری بیانجامد به عنوان مثال برملا شدن یک دوستی ساده دراین موارد مسلماً واکنش های متعدد اطرافیان به علت نقص ارزشهای پذیرفته شده را برداشته را در برداشته و کیان خانواده را با خطری جدی روبرو می سازد.[1]

اگرچه عمل می تواند در اثر عوامل مختلفی بروز نماید، لکن در  حوزه این تحقیق می توان گفت از دلایل عمده ارتکاب این فعل می تواند احساس تنهایی، احتیاج به همزبانی  و یافتن فردی برای گوش دادن به درددل ها، مبادله احساسات  محبت آمیز با دیگری باشند.

اصولاً زنانی که مرتکب چنین عملی در زندگی زناشویی شام می شوند خود از انواع خشونت روانی توسط همسر خود رنج می برند و می دانند که در صورت طلاق و برخورد با این موقعیت تنش زا و کسالت آور، تحت شرایط برتری از حیث خانوادگی، اجتماعی و مالی قرار می گیرند، لذا راه حل را اینچنین می بینند.[2]

ب) خیانت جنسی

داشتن رابطه جنسی با فردی به غیر از همسر خیانت جنسی محسوب می شود در حالی که در خیانت عاطفی یکی از زوجین با فردی غیر از همسرخود، تنها رابطه ای صمیمانه برقرار می کند و با او حشرو نشر عاطفی دارد. باتوجه به حرمت این گونه روایط و ارزش بالای نهاد خانواده، شرع مقدس اسلام هم بسیار تند با این پدیده در مقررات خود تحت عنوان زنای محصنه برخورد می نماید که نشان از قباحت شدید این موضوع نزد شرع دارد[3].

در تعریف قانونی زنا عبارت است از جماع مرد با زنی که ذاتاً بر او حرام است در غیر موارد به شبهه و برای آن حد شرعی تعیین شده است که در صورت احراز تحصن، سنگسار و در غیر آن شلاق است به استثننای موارد خاصی نظیر زنای با محارم که مستوجب قتل است.

بند چهارم) شهادت دروغ

قسم به معنای سوگند خوردن و شهادت که گواهی دادن به حقی براساس شرایط و ضوابط معینه است یکی از طرق اثبات دعاوی کیفری و حقوقی می باشند. از آنجا که قسم و شهادت دروغ در مواردی از جرایم اختصاصی زنان و یا از جمله مواردی است که آمار بزه کاری زنان در آن زیاد است بنابراین لازم است که مبانی حقوقی، فقهی و جرم شناختی آن تشریح گردد. قانون مدنی به تفصیل درمورد آن ها توضیح داده است. دقت در مبانی فقهی شهادت نشان می دهد که تعداد و جنسیت شهادت دهندگان در حقوق مختلف متفاوت می باشد.

زنان که امر موارد محدودی حق شهادت دارند. با این حال ممکن است شهادتی که آنها می دهند کذب و دروغ باشد. لذا یکی از اشکال جرایم زنان را شهادت دروغ تشکیل می دهد.[4]

شرط اعمال مجازات برای شهادت دروغ این است که فرد خاطی در نزد مقامات رسمی و در دادگاه و در حضور قاضی اقدام به شهادت دروغ کند. در باب حدود به خاطر اهمیتی که شهادت گواه بر اثبات حدود وارد قانونگذار با تبعیت از منابع فقهی در ابواب مختلف تدابیر کیفری کافی در نظر گرفته است. شهادت امری است که باید با اراده رافع و به دور از احساسات و عواطف تحقق یابد. حال آن که زنان از لحاظ روانی افرادی احساسی و عاطفی می باشند. به همین دلیل در دعاوی مهم کیفری همانطور که دیدیم شارع شهادت را بر عهده مردان قرار داده است و این تکلیف را از دوش زنان برداشته است مگر در دعاویی که شهادت زنان تنها راه حل دعوی است و نیز در دعاوی مالی منع شهادت زنان پذیرفته شده است. در مورد جرم شهادت دروغ از سوی زنان به وقوع می پیوندند باید گفت که معمولاً زنان به منظر پنهان نمودن اسرار شخصی یا خانوادگی یا نجات عضوی از اعضای خانواده خویش اقدام به شهادت کذب در دادگاه می کنند.

گاهی نیز تهدیدی که از سوی مردان متوجه زنان است با توجه به آسیب پذیر بودن مردان امکان تحقق آن را از سوی زنان با سهولت بیشتری صورت میگیرد. در مواردی مهم مادری نسبت به فرزند او را توجیه می کند که شهادت کذب بگوید هرچند به قدر خودش باشد[5].

گفتار دوم: جرائم علیه اشخاص

بسته به این متضرر جرم چه چیزی باشد. تقسیم بندی خاصی برای مطالعه بهتر جرایم وجود دارد که از مهمترین آن ها جرایمی است که مورد تعرض قرار می دهد و دامنه شمول آن از توهین و ضرب و جرح خفیف تا قتل گسترده تر می شود. مهمترین و سنگین ترین جرایمی که باعث ایجاد صدمات جسمانی و بدنی می شود. آن هایی است که باعث مرگ مجنی علیه می شود.

بند اول: سقط جنین

از نظر لغوی سقط جنین عبارت از اخراج قبل از موعد جنین در حالی که موجود تکوین یافته قادر به زندگی در خارج از رحم نباشد.

در اصطلاح فقها عبارت است از افکندن یا خارج نمودن عمدی جنین از درون رحم مادر و در نتیجه پایان دادن به حاملگی قبل از موعد طبیعی سقط جنین ممکن است به صورت طبیعی یا ارادی صورت گیرد.

از دیدگاه فمینیسم حیات انسان محدود به زمان تولد تا مرگ است و احترام به آن در همین محدوده مطرح می شود برای جلوگیری از فرودستی زنانی که از ظرفیت زیست شناختی آنان برای تولید مثل نشأت میگیرد. زنان باید نسبت به باروری و داشتن فرزند کنترل داشته و سقط جنین را حق خود و آن را خاتمه دادن به حاملگی دانسته و زن را مالک جسم خویش می دانند. در نتیجه به سادگی می توانند جنینی را که در رحمشان مانع آسایش و رفاه خویش می یابند به قتل برسانند و قانون نیز در برخی نظام ها از آنان حمایت می کند.[6]

در نظام حقوقی ایران با توجه به قوت و استحکام باورهای دینی در جامعه و الهام پذیری قوانین و مقررات حقوقی از موازین و احکام شرعی موجود در فقه امامیه، سقط جنین در اکثر موارد جرم تلقی شده و فقط در موارد محدودی حکم به جواز آن داده شده است.[7]

در مباحث فقها جواز اسقاط جنین در مورد جنین ناشی از زنا مورد بحث قرار گرفته است. بدین توضیح که به طور مثال حاملگی ناشی از تجاوز جنسی قطعاٌ فشار روحی زیادی به مادر تحمیل می کند. به طوری که هم در دوران حمل و هم پس از تولد کودک نامشروع، مادر دچار عسر و حرج شدید می شود فلذا بعید نیست در این مورد قائل به جواز سقط جنین شد. مرحوم آیت الله فاضلی لنکرانی در پاسخ به سوال در مورد جواز سقط جنین ناشی از زنا به دلیل حفظ آبرو و یا آزار جسمی از ناحیه خانواده می فرمایند: بلی اگر روح در آن دمیده نشده باشد (قبل از 4 ماهگی) و مراحل اولیه را طی می کند، در صورتی که دختر اطمینان دارد و احتمال عقلایی بدهد که اگر جنین را سقط نکند مورد اذیت و آزار غیرقابل تحمل قرار می گیرد و در عسر و حرج شدید واقع می شود بعید نیست سقط جنین در چنین شرایطی حرام نباشد. ولی قانون مجازات اسلامی بدون آنکه تعریفی از سقط جنین ارائه داده باشد آن را جرم دانسته و حتی سقط جنین ناشی از زنا را مانند سقط جنین ناشی از رابطه حلال، دارای کیفر و مجازات معرفی می کند.

از جمله عوامل موثر در سقط جنین به طور کلی می توان به بی بند و باری جنسی و روابط نامشروع منجربه حاملگی، اشتغال زنان، وضعیت نابسامان اقتصادی، فقر فرهنگی و عدم آشنایی با وسایل پیشگیری از بارداری و در نتیجه حاملگی ها ناخواسته، روابط متشنج بین زوجین، عدم اطمینان از پایداری و ثبات در زندگی زناشویی و گریز از مسئولیت مراقبت از فرزند و … اشاره کرد.[8]

از سویی سقط جنین عوارض گوناگونی را بدنبال دارد از قبیل خونریزی، سقط ناکامل، عفونت، افسردگی، خودکشی، اعتیاد، اختلال در روابط اجتماعی و … و از طرفی دیگر به نظر طرفداران سقط جنین یک دلیل مهم در این مورد جلوگیری از نا آسیب پذیری های طولانی مدت براقر پذیرش فرزند ناخواسته است و از لحاظ سقط جنین بهتر از رها کردن طفل برای فرزند خواندگی یا بزرگ کردن بچه ای است که آمادگی برای مراقبت از او وجود ندارد واثرات سقط جنین برای زنان بیشتر مثبت است تا منفی و هر نوع احساس ندامت یا از دست دادن چیزی، کوتاه مدت خواهد بود[9].

صرفنظر از همه اظهارنظرها و دیدگاه های متفاوت و بعضاً متناقض در این حیطه آنچه واقعیت دارد این است که این عمل فعلاً در جامعه ما برطبق قانون جرم محسوب ده و مرتکب آن جرم شناخته می شود و تاثیرات قربانی شدن مادران در ارتکاب این عمل به وضوح آشکار است.

بند دوم: بچه کشی

یکی از جرایمی که جوامع بشری با آن روبرو بوده اند و از دیرباز مقررات خاصی برای جلوگیری از وقوع این پدیده و مجازات مرتکبین آن تدوین شده است. جرم بچه کشی با کشتن نوزاد است. در رویه های پزشکی نوزاد به طفل تازه به دنیا آمده ای اطلاق می شود که هنوز بند نافه او نیفتاده است و در بعضی کشورها به طفلی تازه به دنیا آمده می گویند که هنوز برای او شناسنامه نگرفته باشند. و تحت عنوان کلی قتل لحاظ می شود لکن از آنجایی که جرمی زنانه محسوب می شود به ذکر اجمالی در این تحقیق بسته شده است.

بند سوم: شوهرکشی و شوهرآزاری

اگرچه که این نوع رفتار با تعریف قانونی از جرم مطابق نیست لکن هر نوع خود نوعی از انحراف، تخطی از هنجارهای جامعه ناسازگاری است از این رو ذکر آن در مباحث جرم شناسی در مفهوم تخصصی آن خالی از فایده نخواهد بود. خوشبختانه در ایران هنوز موضوع شوهرآزاری به یک مفصل تبدیل نشده و میزان آن از کشورهای دیگر بسیار کمتر است.

در زندگی زناشویی ممکن است 4 حالت از ارتباط بوجود آید:

حالت اول این است که زن تبدیل به کنیز و مرد تبدیل به آقا و سرور می گردد و یا به عبارتی زن به اسارت مرد درمی آید. فمنیست ها در این مقوله بسیار فعالیت و حتی گاه آنقدر زیاده روی کرده اند که همه مردان را این گونه دیده اند گرچه در این مورد در خانواده های سنتی به دخور دیده می شود ولی هنوز هم نمی توان پذیرفت که همه خانواده ها از این الگوهم پیروی می کنند.

حالت دوم: زمانی که مرد قدرت کمتری در زندگی زناشویی دارد و در واقع مرد خواسته های همسزش را برخواسته های همسرش رابخواسته های خودش ترجیح می دهد این حالت معمولاً از چشم ها پوشیده می ماند.

حالت سوم: زمانی است که مرد آقا باشد زن خانم بدین معنا که هریک خواست خود را بر همسرش مقدم شمارد و در فردیت خویش غرق شود. این شیوه بسیاری را به دنبال خودش کشیده است.[10]

حالت چهارم:شکلی است که هر کدام خواسته دیگری راارجع می داند مرد خود را برای زن و زن خود را برای مرد می داند این حالت را در ازدواج های موفق می توان دید.

2-پدیده شوهر ازاری در حالت دوم برخی موارد به چشم می خورد دربرخی موارد حاصل واکنش و تغییر زوجین است و زن در واکنش به شرایط تهدید کننده و ازار دهنده است که این شیوه از دفاع را بر می گزیند.[11]

شوهر آزاری رفتاری ازاردهنده از سوی زن علیه شوهر در محیط خانواده می گویند.خشونت خانگی مرد علیه همسرش به انواع جسمی،روانی،جنسی و اقتصادی تقسیم می شود.به طور خلاصه می توان از مصادیق شوهر آزاری موارد ذیل را نام برد:

1-جسمی مانند ضرب و جرح همسرکشی

2-روانی مانند:تخریب حیثیت و ابروی شوهر،شکستن حرمت پدر نزد فرزندان، فحاشی، انتصاب صفات ناشایست

3-جنسی:این مورد زنان بیشتر به صورت بی تفاوتی و بی میلی و محرومیت جنسی ظاهر می شود و گاه فقط درصورت تراضی به برقراری ارتباط می شوند که در مسائل دیگر از مرد باج بگیرند.این قسم از رفتار زنان هم به علت غرور همسران شان در طرح ان،تقریبا همیشه ناگفته می ماند.

4-اقتصادی:اسراف،بذل و تصرف در مال شوهر بدون رضایت وی،از مصادیق اقتصادی رفتار هستند

شوهر آزاری دلایل متفاوتی دارد.از عوامل روان شناختی،فرهنگی اجتماعی در این موضوع موثرند،تنهایی،افسردگی،ترس،دگر ازاری،عدم تناسب با هم و عدم علاقه به همسر،اختلاف مذهبی و از همه مهتر ناکامی و محرومیت می تواند سبب ساز بروز این پدیده گردد.

گاهی زنی که از شوهرش گله مند است و ابزار قانونی و اجتماعی را برای حل مشکل خود و رهایی از این موقعیت ازار دهنده  ندارد به ناچار به اولین حربه دست می بازد و سعی می کند به طرق گوناگون از خشم خویش بکاهد و ممکن است از هر کدام از اقسام این خشونت ها برای رسیدن به هدف خود استفاده نماید به عنوان مثال زنی که از همسر خود کتک خورده،چگونه می تواند با رویی خوش با او رفتار کرده،عشق بورزد و او را به زندگی زناشویی دلگرم نماید به نهایتا به نظر می رسد از مهمترین عوامل شوهر ازاری،دلخوری و خشم زن از همسرش باشد.

بند چهارم:همسر کشی

همسرکشی جرمی است که در ان زن شوهر خود را یا مرد زن خود را می کشد، اگرچه این عنوان در قانون کیفری عنوان مستقلی را به خود اختصاص نداد. و با عنوان کلی قتل مجازات می شود، لذا در مباحث جرم شناختی، در حیطه مطالعات زنان از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد، همسرکشی جرمی مشترک بین زنان و مردان است ولی از آنجا که در نهاد خانواده و در ارتباط با پیوند زناشویی افراد بوجود می آید. شدیدترین واکنش بزهکاراند از سوی زنان قربانی خشونت خانگی بخصوص از سوی زوج اقدام به قتل عامل آن است که گاه اتفاقی و در مقام دفاع از خود به قصد به حداقل رسانیدن یا متوقف نمودن آسیب های وارده و گاه در نتیجه نقش های از پیش تعیین شده واقع می گردد. هنگامی که یک زن یا مرد همسرخود را می کشد در واقع این خانواده است که قربانی واقعی جرم می شود. زیرا با وقوع همسرکشی دیگری نیز از نظر روحی نابود می شود.

زنان سوئد زمانی دست به خودکشی می زنند که کنترل خود را از دست داده و احساس می کنند که دیگری نمی توانند همسر خود را تحمل کنند. و ضربه روحی که به آن ها وارد می شود. به گونه ای است که دیگر تاب و تحمل ندارد. در بسیاری موارد زن وقتی می بیند هیچ قدرتی ندارد و هیچ کنترلی در اوضاع وجود ندارد و دیگر تحمل اهانت های فیزیکی یا روانی را ندارد و به نقطه ای غیر قابل برگشتی رسیده است دست به خودکشی می زند.

مشکلات زندگی زناشویی و اساس بیزاری همسران نسبت به یکدیگر و کاهش عزت نفس ناشی از اقدامات خشونت آمیز سبب می گردد که هرگاه مرد دیگری برسر راه زنان قرار گیرد و به او ابراز تمایل نماید. زن علیه غم عشق مادر و عطوفت ذاتی خود برای رهایی از همسری که از او نفرت دارد. زمانی که قیود مذهبی و اخلاقی کافی نباشند به علت وسوسه و یا کمک شخص مذکور مقدمات قتل همسر خویش را فراهم می آورد و خود مباشر یا شریک ارتکاب این فعل مجرمانه می گردد.[12]

گفتار سوم: جرائم علیه اشخاص

حد اصطلاح جرایمی را که مرتکب آن ها معترض حق مالکیت شده یا به اموال آسیب وارد نماید. را جرایم علیه اموال گویند که شایع ترین آن ها سرقت می باشد. امروزه جرایم علیه اموال و مالکیت در سطح جهان به دلایلی چون عدم برخورداری از حداقل امکانات معاش و دفترو اسناد، فحشاء، اعتیادبه الکل و مواد مخدر، تورم و بیکاری، میل به تحمل و تهیه وسایل زندگی مدرن و جدید، انحرافات فرهنگی و اجتماعی… روبه افزایش است لذا ضروری است به نظر می رسد مختصری از جرایم زنان در این حیطه مورد بررسی قرار گیرد.

بند اول: قاچاق مواد مخدر

مواد مخدر مانند هر کالای دیگر تابع مقررات عرضه و تقاضاو دارای اشکال مختلف خاص تولید، توزیع و مصرف است. مشکلات مالی از جمله عوامل مهم کشیده شدن و شیوع قاچاق و نصرف مواد مخدر دامن می زنند. اعتیاد مهم ترین عامل در جهت سوق دادن گرفتارانش به سوی خریدوفروش مواد برای تامین مایحتاج خود دراین بیماری است[13].

به علت خصیصه پنهان بودن اکثریت دیگر جرایم زنان، آمار محکومین در زندان های کشور حاکی از درصد بالای وجود این جرم در زنان ایرانی است[14].

اعتیاد بین قاچاقچیان عمده نادرست است اما نخستین عمده خرده فروشان مصرف کننده نیز هستند. در آغاز فرا برای رفع نیازهای مادی و دستیابی به پول، به خریدو فروش مواد می پردازد. بتدریج براثر ابتلای به اعتیاد، این دلیل اولیه جای خود را به وابستگی به مواد می دهد. در واقع یک دور باطل ایجاد می شود که نتیجه ای جز تشدید مشکلات و فرو رفتن بیش از حد در این مرحله ندارد.

اعتیاد در لغت به معنای عادت کردن و یا خوی کردن به چیزی است.[15] این واژه در اصطلاح با عنوان وابستگی به مواد مخدر امده است.فرد معتاد فردی است که از راه های گوناگون نظیر خوردن،تزریق،دود کردن،استنشاق،یک یا چند ماده مخدر به صورت مدام مصرف میکنند و در صورت قطع ان با مسائل جسمانی،رفتاری یا مردن مواجه می شود.

خرید و  دانلود فایل پایان نامه ارشد : ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان با فرمت ورد (DOC)

در اغلب موارد بیماری های روحی و روانی زمینه ساز اعتیاد زنان می باشد اما چنان چه فرد قبل از اعتیاد از سلامت روحی و روانی برخوردار باشد، اعتیاد می تواند موجب بروز بسیاری از بیماری های روانی باشد. معمولا، شوهر معتاد به مواد مخدر ،مواد مخدر را در اختیار همسرش می گذارد و کم کم همسرش را وارد حیطه اعتیاد می کند زیرا سوء استفاده از همسرجهت تهدید مواد مخدر، انتقام جویی و تلافی از همسر و از بین بردن منجر مساله، جلوگیری از متارکه و جدایی از او، رهایی از نزاع و سرزنش های زوجه، یافتن شریک و همدم برای مواقع استعمال،وابسته نمودن هرچه بیشتر  همسر به خود و……همسرش را نیز معتاد نماید[16] و در چنین شرایطی است که فاجعه ای عمیق در مهمترین نهاد یک جامعه رخ می دهدو نسل بعد از خود را به تباهی می کشاند.پیامد های اعتیاد بیشتر از این حیث پر رنگ می شود که در مقام عامل مهم زمینه ساز در ارتکاب جرایمی چون روسپیگری،سرقت،قاچاق مواد مخدر و……عمل می کند و از فرصت و قداست وجود زن در خانواده و جامعه می کاهد.

جائفدا .نسیم. ارتباط بزه دیدگی با بزه کاری زنان. ص 80

[2]همان. ص 80

[3]همان ص 81

[4] وظیفه، علیرضا، جنسیت و  بزه کاری. ص 170

[5]همان. ص 172

[6] فریدمن، جین، مترجم فیروز مهاجر، جلد اول، تهران، انتشارات آشیان، چاپ اول، 1381، ص 37

[7] جانفدا، نسیم، ارتباط بزه دیدگی با بزه کاری زنان، ص 82

[8] جلالی. اسماعیل، زنان و پیامدهای سقط جنین. فصل نامه کتاب زنان، شماره 22. زمستان 1382، ص57

[9] همان . ص 83

[10]جانفدا.نسیم.ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان.ص84

[11]خالقی ثابت.علیرضا.مقاله در اسارت زن.مجله زنان.شماره 115.اذر1383.ص28

[12]جانفدا.نسیم.ارتباط بزه دیدگی با بزهکاری زنان.ص87

[13]همان.ص84

[14] همان ص 89

[15]دهخدا.علی اکبر.دایره المعارف فارسی.ص2949

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

دانلود پایان نامه : عملکرد مهاربند کمانش ناپذیر و تعیین پارامترهای عملکرد لرزه ای مورد استفاده استاندارد 2800 ایران

جابجایی جانبی در سازه­های ساختمانی اهمیت زیادی برای مهندسان دارد، به عبارت دیگر به منظور حداقل کردن اثرات نیروهای زلزله و باد، بادبندها به صورت موفق استفاده شده­اند. به هرحال وقتی بادبندها در معرض نیروهای فشاری بزرگ قرار می­گیرند، در معرض تغییر شکل کمانشی قرار گرفته و رفتار هیسترتیک نامتقارن را در فشار و کشش…

دانلود پایان نامه : عملکرد مهاربند کمانش ناپذیر و تعیین پارامترهای عملکرد لرزه ای مورد استفاده استاندارد 2800 ایران

جابجایی جانبی در سازه­های ساختمانی اهمیت زیادی برای مهندسان دارد، به عبارت دیگر به منظور حداقل کردن اثرات نیروهای زلزله و باد، بادبندها به صورت موفق استفاده شده­اند. به هرحال وقتی بادبندها در معرض نیروهای فشاری بزرگ قرار می­گیرند، در معرض تغییر شکل کمانشی قرار گرفته و رفتار هیسترتیک نامتقارن را در فشار و کشش نشان می­دهند [17].

تحقیق بر  BRBها اولین بار توسطYashino  و همکاران انجام شد. آنها دو نمونه را که “دیوار برشی با بادبند” می­نامیدند، شامل صفحه فولادی مسطح روکش شده با پانل­های بتن مسلح و بعضی از مواد لغزنده در بین آنها، مورد آزمایش قرار دادند [7].

در سال 2009 پروفسور Akira ازمؤسسه تکنولوژی توکیو، با مؤسسه فولاد ژاپن تلاش گروهی کرد، تا با توسعه­ی المان­های فشاری، حالت گسیختگی فشاری را، از المان های لاغر حذف کند. به دکتر Wada در سال2005 الهام شد که از بادبندهای کمانش­ناپذیر(BRB یاUNBONDED BRACE )، همانند استخوان بدن انسان استفاده کند. پروسه منطقی دکتر  Wadaبرای کنترل آسیب، استفاده از المان­های BRB به عنوان المان­های محافظ لرزه­ای بود. دکتر BRB ,Wada را طراحی کرد و به استخوان انسان شباهت داد، بدین صورت که در انتها بزرگتر و در وسط دهانه با مقطع کاهش یافته آن را طراحی نمود. طرح اولیه طراحی ساختمان با بادبندهای کمانش ناپذیر که از “دمپرهای هیستریک” بود، در اتصال با قاب­های مقاوم خمشی استفاده شد [26]. اولین آزمایش بر روی [1]BRBF (بادبندهای کمانش ناپذیر)، در آمریکا در دانشگاه برکلی کالیفرنیا در سال 1999، تحت نظر پروفسور Popov.E وپروفسور Makris.N انجام شد.

آزمایش­های گسترده­ای، بوسیله Tsaiو lai در سال2002 انجام شد. جزئیات BRB دوبل لوله به این ترتیب میباشد که هر بادبند از دو قطعه همانند تشکیل یافته است و هر قطعه دارای یک هسته فولادی، که همانند یک ورق و یا T شکل است، شامل می­شود که بوسیله لوله فولادی روکش شده است و هر دو انتهای هسته فولادیT شکل می باشد. بدین ترتیب هر قسمت از بادبند می­تواند براحتی به ورق اتصال((gusset plate متصل شوند. پس از اتصال دو قطعه نصب شده، ورق­های زائده (platetab)  دیده می­شود که جهت اتصال دو قطعه به همدیگر استفاده می­شوند. به علاوه به منظور آسان کردن حوزه اتصال، یک ورق اتصال با طول کاهش یافته برای بهبود بخشیدن پایداری ناحیه اتصال می­باشد. نمونه از پاسخ BRB دوبل T شکل حاصل کار بود که دارای پایداری بالایی می باشند [15].

در سال 2008 اقای Weng و اقای Lin به بررسی نوع اتصال مهاربند های کمانش ناپذیر پرداختند که حاصل کار ایشان بررسی نمونه های مختلف بود که نشان از مقاومت بالای اتصال وشکل پذیری مناسب این نوع اتصالات بود [27].

در چند دهه اخیر بادبندهای مقید در برابر کمانش به صورت فزاینده مخصوصا در ژاپن جهت عملکرد لرزه­ای بهتر معمول شده­اند. بادبند مقید شده در برابر کمانش یا BRB، از یک المان باربر و یک المان نگاهدارنده جانبی تشکیل شده است. المان بابر، بارهای محوری را در هر یک از دو حالت کششی و فشاری، که به BRB انتقال پیدا می­کند، حمل می­کند. المان­های نگهدارنده جانبی تکیه گاه­های جانبی را برای المان های باربر فراهم می­­کنند تا از کمانش BRB وقتی که BRB تحت فشار بارگزاری شده است جلوگیری کند و BRBقادر خواهد بود تا مقاومت، شکل پذیری و ظرفیت استهلاک انرژی را در المان­های فولادی که برای باربری ساخته شده­اند افزایش دهد [28].

قاب های مهاربند مقید شده در برابر کمانش(BRBF) یک رده­ی خاص از قاب­های مهاربندی شده­ی هم­مرکز هستند، تقاطع محورهای اعضای BRBF در یک نقطه­ی اتصال، یک سیستم خرپایی عمودی که نیروهای جانبی را تحمل می­کند، تشکیل می­دهد.BRBF دارای شکل پذیری و جذب انرژی بیشتری در مقایسه با SCBF است، زیرا از کمانش کلی مهاربند و کاهش مقاومت مربوط به آن در نیروها و تغییر شکل­های مربوط به جابجایی نسبی طرح در طبقه­ها، جلوگیری می­نماید. توجه داشته باشید که مهاربندی XوK شکل به عنوان گزینه­های BRB به شمار نمی­روند. در مهاربندی BRB جذب انرژی در طی چرخه­های تسلیم پایدار کششی-فشاری صورت می­پذیرد [28].

قاب­های مهاربندی شده­ی مقید در برابر کمانش، متشکل از، ستون­ها، تیرها و المان­های مهاربندی و تمام اعضایی که به طور اولیه تحت نیروهای محوری قرار دارند، می­باشد. مهاربندها­ی BRB ازیک هسته­ی فولادی و یک سیستم پوششی مقیدکننده­ی کمانش، برای هسته­ی فولادی تشکیل شده است. هسته­ی فولادی در المان مهاربندی، منبع اولیه جذب انرژی در طی یک زلزله­ی متوسط تا شدید است، انتظار می­رود هسته­ی فولادی متحمل تغییر شکل­های غیر الاستیک قابل ملاحظه­ای شود. BRB میتواند سختی الاستیک ایجاد کند، که قابل مقایسه با EBF است. آزمایش­های با مقایسه کامل نشان می­دهندکه، المان­های مهاربندی طراحی شده، به طور متناسب در BRBF، رفتار هیستریک پایدار و متقارنی تحت نیروهای کششی و فشاری در طی تغییر شکل­های غیر الاستیک، ارائه می­دهند. قابلیت شکل­پذیری و جذب انرژی BRBF با قاب خمشی ویژه (SMF) قابل مقایسه بوده و بیشتر از یک سیستم SCBF است. این شکل­پذیری بالا توسط محدود سازی کمانش هسته فولادی حاصل می­شود.

با توجه به مزیت ها و توانایی بالای که برای سیستم مهاربند کمانش تاب بیان شد یکی از مسایل مهم بادبند های BRB  بحث ضریب رفتار وعملکرد واقعی این نوع سیستم ها میباشد که در این زمینه تحقیقاتی انجام گرفته که نشان از رفتار مناسب این نوع سیستم وارائه ضریب رفتار بالاتر نسبت به سیستم های مورد استفاده دیگر میباشد که ازجمله این تحقیقات مطالب دکتر تسنیمی و همکاران ایشان در دانشگاه تهران در این زمینه می باشد. [25]

ازجمله مباحث مطرح دیگر راجع به بادبندهای کمانش ناپذیر مقایسه این نوع سیستم های مقاوم جانبی با بادبندهای متداول دیگر میباشد که در این زمینه نیز مقالاتی ارائه گردیده که از جمله آنها در سال 1389 اقای دکتر فروغی و دکتر عبدلی به بررسی ومقایسه بادبندهای کمانش تاب با بادبندهای متداول پرداختند که حاصل کار ایشان تفاوت خیلی زیاد نمودار هیسترسیز بادبندهای کمانش ناپذیر با بادبندهای متداول تحت بارهای لرزه ای متفاوت بود [28].

در سال 2012 ژائو و همکاران بر روی تاثیر دوران انتهایی مهاربند بر رفتار کمانشی مهاربندهای کمانش ناپذیر با انتهای مفصلی مطالعاتی صورت دادند. تاثیر دوران انتهایی مهاربند بر رفتار کلی و پایداری مهاربندهای کمانش ناپذیر موضوعی مرسوم و مهم در طراحی می باشد. به منظور بررسی بیشتر در این مورد، نه مهاربند کمانش ناپذیر مورد آزمایش قرار گرفتند و در هریک تاثیر دوران انتهای مهاربندها، فاصله بین هسته و قالب و سختی و مقاومت مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که ضوابط طراحی مرسوم در برابر پایداری محافظه کارانه نیست. روشی ساده شده برای تخمین اندازه لنگرهای انتهایی پیشنهاد شد. نتایج بدست آمده از مطالعات به صورت خلاصه در زیر آورده شده است.

1- نتایج نشان داد زمانیکه نمونه ها تحت اثر کمانش کلی ناپایدار می شوند، لنگرهای انتهایی از لنگرهای تسلیم مقاطع بیشتر می شود. که نشان دهنده تاثیری منفی بر ناپایداری کلی این نوع مهاربندها می باشد.

2- مقاومت فشاری نمونه ها قبل از کمانش کلی 40% کمتر از مقاومت های پیش بینی شده ای بود که از روابط بدست آمده بود. مشاهده شد که ضوابط طراحی به منظور جلوگیری از کمانش این نوع مهاربندها محافظه کارانه نیست.

3- می توان گفت به منظور جلوگیری از کمانش مهاربندهای کمانش ناپذیر می توان نسبت سختی را افزایش داد اما روشی اقتصادی نیست. پایداری کلی را می توان بهبود داد اگر انتهای مهاربندها به شکل S دوران کند. کمانش به شکل C نامطلوب ترین نوع حالت کمانش می باشد [29].

ارزیابی تاثیر نگهدارنده ها بر خصوصیات خستگی مهاربندهای کمانش ناپذیر با عملکرد بالا در سال 2012 توسط وانگ و همکارانش مورد بررسی قرار گرفت. این مقاله به بررسی آزمایشگاهی و عددی تاثیر نگهدارنده ها بر خصوصیات خستگی مهاربندهای کمانش ناپذیر با عملکرد بالا می پردازد. از نگهدارنده ها به منظور جلوگیری از لغزش هسته مهاربندهای کمانش ناپذیر استفاده می شود. آزمایش های خستگی تحت نرخ کرنش ثابت بر روی چهار نمونه با و بدون نگهدارنده صورت گرفت. براساس نتایج آزمایشگاهی، مهاربندهای با نگهدارنده عملکردی بهتر در برابر آزمایش خستگی نسبت به نمونه های فاقد نگهدارنده از خود نشان دادند. تغییرشکل غیرالاستیک تجمعی مهاربندهای کمانش ناپذیر با نگهدارنده تحت 5/3% و 4% نرخ کرنش الزامات آئین نامه ای را برآورده می کند، درحالیکه برای تغییرشکل غیرالاستیک تجمعی مهاربندهای کمانش ناپذیر بدون نگهدارنده این اتفاق نمی افتد. اگر اصطکاک مناسبی بین هسته و قالب در نظر گرفته شود، از دو مدل می توان به منظور تعیین رفتار چرخه ای این مهاربندها استفاده کرد. اهم نتایج در زیر آورده شده است.

1- مهاربندهای کمانش ناپذیر با  نگهدارنده عملکرد خستگی بهتری در مقایسه با مهابندهای کمانش ناپذیر بدون نگهدارنده دارند.

2- مدلسازی کل مدل پیشنهاد شده مهاربنده بدون نگهدارنده توسط نگارنده بهتر از نیم مدل جواب داد. هر دو مدل با استفاده از آزمایش فشاری صحت سنجی شد [30].

آلمانسا و همکاران در سال 2012 به بررسی تاثیر کمانش موضعی هسته مهاربند کمانش ناپذیر پرداختند. از مهاربندهای کمانش ناپذیر به طور وسیع در مناطق لرزه خیز استفاده می شود. حالات کلیدی در طراحی این نوع مهاربندها کمانش خمشی و کمانش موضعی می باشد. در این مطالعه، نگارنده روشی برای ممانعت از کمانش موضعی در صفحه یک مهاربند کمانش ناپذیر ارائه داده است. آزمایش های بارگذاری چرخه ای بر مهاربندهای کمانش ناپذیر با ملات های متفاوت و ضخامت های متفاوت از قالب به منظور بررسی تاثیر ملات و شکل قالب بر کمانش موضعی مهاربندهای کمانش ناپذیر صورت گرفت. نتایج مورد بحث در کارهای صورت گرفته توسط آلمانسا و همکاران به شرح زیر است.

1- کمانش موضعی در نمونه های مستطیلی با نسبت عرض به ضخامت 65 و 76 مشاهده شد. شروع کمانش موضعی با افزایش ضخامت ملات به تاخیر افتاد و تاثیر ضخامت ملات مشاهده شد.

2- ضابطه کمانش موضعی مهاربندهای کمانش ناپذیر را می توان با تغییر ضخامت ملات و شکل قالب تغییر داد. ضابطه ارائه شده به منظور توانایی بهتر در پیش بینی کمانش موضعی در مهاربندهای کمانش ناپذیر بهبود داده شد.

3- در قالب های دایروی، کمانش موضعی تا زمانیکه کرنش پلاستیک هسته داخلی به میزان 3% رسید اتفاق نیفتاد. این امر برای نسبت های زیاد قطر به ضخامت نیز اتفاق افتاد [31].

در سال 2012 هویدایی و رافضی به بررسی رفتار کمانش کلی مهاربندهای کمانش ناپذیر تمام فلزی پرداختند. یکی از الزامات اساسی برای رفتار مکانیکی مناسب مهاربندهای کمانش ناپذیر تحت زلزله­های شدید جلوگیری از کمانش کلی تا زمانی است که مقطع تغییرشکل پلاستیک و شکل­پذیری زیادی را متحمل شود. این مقاله به برسی اجزامحدود مقطع مهاربند تمام فلزی اختصاص دارد. مهاربند پیشنهاد شده دارای مقطع هسته یکسان اما دارای مکانیزم های جلوگیری کننده از کمانش متفاوت است. هدف این مطالعه انجام مطالعات تحلیلی بر روی مهاربندهای کمانش ناپذیر با مقادیر متفاوت فاصله بین هسته و عنصر ممانعت کننده از کمانش می­باشد. نتایج نشان داد که سختی خمشی این نوع مهاربندها می­تواند به طرز چشمگیری رفتار کمانش کلی مهاربند را تحت تاثیر قرار دهد. بعلاوه، حداقل نسبت بار کمانش اولر به مقاومت تسلیم هسته برای مقاصد طراحی پیشنهاد شد. این نسبت پارامتری اساسی است که کمانش مهاربندها را کنترل می کند [32].

متن کامل فایل در لینک زیر :

در سال 2013 پیدرافیتا و همکاران مهاربندی جدید برای ساختمان های مقاوم در برابر زلزله ارائه دادند. نمونه­ای تمام مقیاس از مهاربند پیشنهاد شده تحت تغییرمکان های چرخه­ای مورد آزمایش قرار گرفت و پاسخ هیسترزیس نمونه ها برداشت شد. مهمترین پارامترها نیروی تسلیم و تغییرمکان تسلیم بودند که می توان به صورت جملاتی ریاضی رفتار آنها را تخمین زد. روش طراحی پیشنهادی این نوع مهاربندها می تواند با در نظر گرفتن تغییرشکل جانبی اولیه و فاصله بین هسته تسلیم پذیر و قسمت مقید کننده، کمانش این نوع مهاربندها را تعیین کند. رفتار هیسترزیس این نوع مهاربندها نیز با استفاده از نرم افزار اجزا محدود تعیین شد [33].

در سال 2014 قوان گو و همکاران به بررسی تاثیر پارامترهای مدل بادبند کمانش­ناپذیر بر پاسخ لرزه­ای سازه­ای پرداختند. در این تحقیق به بررسی حساسیت مدل های موجود در مورد بادبندهای کمانش ناپذیر به منظور فراهم نمودن وسیله ای جهت ارزیابی تاثیر پارامترهای ثابت این نوع بادبندها بر رفتار سازه ای، پرداخته شد. با مدلسازی موردی یکی از آزمایشهای قبلی، تاثیر کمانش های کلی و موضعی بر پارامترهای ثابت این نوع بادبندها مشخص شد. مطالعه صورت گرفته راه را برای کاربرد این نوع مصالح و نحوه طراحی آنها هموار کرده است [34].

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی یکی از ملاک های کارایی نظام آموزشی پیشرفت و اُفت تحصیلی دانش آموزان می باشد ، و کشف و مطالعه متغیرهای تأثیر گذار بر این متغیرها ، به شناخت بهترو پیش بینی عوامل مؤثر در مدرسه می انجامد. بنابراین بررسی متغییرهایی که با پیشرفت تحصیلی در دروس مختلف رابطه…

رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی

یکی از ملاک های کارایی نظام آموزشی پیشرفت و اُفت تحصیلی دانش آموزان می باشد ، و کشف و مطالعه متغیرهای تأثیر گذار بر این متغیرها ، به شناخت بهترو پیش بینی عوامل مؤثر در مدرسه می انجامد. بنابراین بررسی متغییرهایی که با پیشرفت تحصیلی در دروس مختلف رابطه دارد ، یکی از موضوعات اساسی پژوهش در نظام آموزش و پرورش است ( شریفیان ، 1381 )

مک کله لند[1] نخستین کسی بود که با همکارانش درباره ی ماهیت و اندازه گیری انگیزه ی پیشرفت مطالعه کرد. وی شرایط اجتماعی را در ایجاد انگیزه ی موفقیت دخیل می داند که برخی از آن ها عبارتند از:

آموزش در خانواده

مک کله لند مهم ترین آموزش را در خانواده، آموزشی می داند که صفاتی نظیر استقلال فردی، کنترل خویشتن، بلندپروازی های خاص و اعتمادبه نفس را در کودکی تقویت نماید. به نظر وی، درجه ی انگیزه ی موفقیت، یک بار برای همیشه در کودکی ثابت می شود و پس از آن دیگر تغییری نمی کند.

طبقه ی اجتماعی والدین

به نظر مک کله لند، طبقه ی اجتماعی، انگیزه ی موفقیت را تحت تأثیر قرار می دهد و این انگیزه در طبقه ی متوسط بیش تر از سایر طبقات است.

تحرک اجتماعی

در افراد و گروه هایی که گرایش به تحرک اجتماعی دارند، انگیزه ی موفقیت بیش تر دیده می شود.

ایدئولوژی

عامل دیگری که مک کله لند به آن توجه داشته، تأثیر تغییر ایدئولوژی بر انگیزه ی موفقیت است. وی این مسأله را در زمینه ی پیدایش مذهب جدید، ایدئولوژی مذهبی بازسازی شده، ناسیونالیسم و… مطرح می کند. (شریفیان  ،1381)

«باری سوگارمن» جامعه شناس بریتانیایی، برخی از جنبه های خرده فرهنگ های طبقه ی متوسط و کارگر را، مستقیماً به پیشرفت تحصیلی افتراقی ربط می دهد. وی در مورد وجود افتراق در نگرش و دیدگاه بین دو طبقه، تفسیری ارایه می دهد و بر آن است که به طور عمده، ماهیت مشاغل یدی و غیریدی است که موجب این تفاوت ها می شود. بسیاری از شغل های مربوط به طبقه ی متوسط، فرصتی برای پیشرفت مستمر در زمینه ی درآمد و مقام به همراه دارند. این امر، مشوق برنامه ریزی برای آینده می شود. به عنوان مثال:

صرف وقت، انرژی و پول برای کارآموزی، به منظور برخورداری از موقعیت های بالای شغلی، از آن جمله است. هم چنین، بسیاری از مشاغل مربوط به افراد یقه سفید، درآمد کافی برای سرمایه گذاری در آینده فراهم می کنند.

در مقایسه، مشاغل طبقه ی کارگر، نسبتاً با سرعت به حد نهایی درآمد می رسند. در این مشاغل، انتظار برای ترقی کم تر است و درآمد کافی برای سرمایه گذاری وجود ندارد. افزون بر این، امنیت شغلی در این گونه مشاغل کم است. کارگران ساده، در مقایسه با کارکنان یقه سفید، با احتمال بیش تری اخراج می شوند.

یکی از عواملی که ممکن است به عنوان شاخص طبقه ی اجتماعی به کار برده شود، میزان درآمد است؛ زیرا، این شاخص، رابطه ی نسبتاً نزدیکی با موقعیت اقتصادی خانواده دارد. به عبارت دیگر: نه تنها فقر اثر مستقیمی را بر کیفیت زندگی خانواده، سوء تغذیه، بیماری و… دارد؛ بلکه بر روابط خانوادگی و الگوهای فرزندپروری نیز اثر غیرمستقیم دارد . (احمدی،1374؛ ساعی،1377؛ شریفیان، 1381).

دومین عاملی که به عنوان شاخص طبقه ی اجتماعی به کار گرفته شده، سطح تحصیلات است. در بسیاری از تحقیقات، از سطح تحصیلات والدین برای نشان دادن طبقه ی اجتماعی استفاده شده است. در این خصوص، بایستی اشاره نمود که مطالعات مختلف در ایران نشان داده است که سواد پدر – به طور اخص- بهترین معیار تعیین کننده ی محیط فرهنگی و اجتماعی خانواده است و می تواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر توانایی های ذهنی فرزندان اثر بگذارد.

سومین عاملی که به طور گسترده ای در تحقیقات اخیر به عنوان شاخص طبقه ی اجتماعی به کار رفته است، شغل والدین می باشد. اگر چه تعریف طبقه ی اجتماعی، به عنوان موقعیت شغلی یا به عنوان شاخصی از طبقه ی اجتماعی ممکن است مورد انتقاد قرار گیرد؛ ولی می توان گفت که این شاخص رابطه ی نزدیکی با درآمد و منزلت یا موقعیت اجتماعی دارد. به هرحال، پیوستگی شغل با درآمد و منزلت اجتماعی – به عنوان دو جنبه ی اصلی طبقه ی اجتماعی- این شاخص را، شاخص مناسب تری نسبت به سایر شاخص های طبقه ی اجتماعی درآورده است(احمدی، 1374؛ خیّر، 1376؛ ساعی، 1377).

در این میان، خانواده شرایطی را فراهم می آورد که بتواند در زندگی تحصیلی فرزندان نقش اساسی داشته باشد. تجارب خانوادگی، می تواند در عملکرد تحصیلی فرزندان مؤثر باشد و از این رو در زندگی بعدی او اثر به سزایی دارد. ازجمله ی این تجارب، می توان به :

از هم گسستگی خانواده، رفتار اقتدارگرایانه، سطح سواد و درآمد والدین اشاره نمود. والدینی که در مواجهه با فرزندان رفتاری خشن و غیردوستانه برمی گزینند؛ غالباً به سرزنش و اهانت و تنبیه فرزندان خود تمایل دارند و والدینی که از فرزندان خود مسؤولیت نمی خواهند معمولاً نظم و قاعده ی خاصی را در تربیت فرزندان خود دنبال نمی کنند.

مادران بر روی تحصیل و انتخاب شغل دختران شان تأثیری قوی دارند؛ اما، مادرانی که از طبقه ی اقتصادی اجتماعی پایینی هستند و نسبت به آینده ناامید و از زندگی خود نیز ناراضی و پریشان خاطر هستند؛ معمولاً با دختران شان در مورد آموزش عالی و حرفه ی مناسب زیاد صحبت نمی کنند؛ در نتیجه، چنین دخترانی حتی وقتی که در دبیرستان معدل خوبی هم دارند، معمولاًٌ به ترک تحصیل خود فکر می کنند. (به نقل از عارفی، 1383)

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

محیط خانواده ، عامل دیگری است که بر پیشرفت تحصیلی فرزندان مؤثر است. اندرسون[2](1971) در مطالعات خود راجع به فرایند اجتماعی شدن خانواده، به این نتیجه رسیده است که تعداد بیش تری از متغیرها، مربوط به محیط خانواده بوده و درعین حال در پیشرفت تحصیلی فرزندان مؤثرترند؛ این متغیرها عبارتند از: پافشاری خانواده برای پیشرفت فرزندان، راهنمایی های تحصیلی، تلاش خانواده، علایق هوشی خانواده و عادات کاری خانواده. سطح سواد والدین و مشکلات خانوادگی نیز از دیگر عوامل خانوادگی است که بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان مؤثر می باشد (گلاب زاده، 1369؛ خیّر ،1375؛ شریفیان،1381).

[1] -Mc.Clelland

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

فروش فایل پایان نامه : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی -پایان نامه مقطع ارشد

تحلیل تحولی باورهای خودکارآمدی در گستره زندگی عوامل متعددی در تحول باورهای خودکارآمدی افراد در گستره زندگی مؤثرند که در ادامه به طور مختصر مورد تحلیل قرار می گیرند. به طور کلی می توان گفت نقش چندین عامل در تحول باورهای خودکارامدی بسیار برجسته است که شامل خانواده، دوستان، مدرسه، نفوذ مرحله گذار نوجوانی، خودکارآمدی…

فروش فایل پایان نامه : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی -پایان نامه مقطع ارشد

تحلیل تحولی باورهای خودکارآمدی در گستره زندگی

عوامل متعددی در تحول باورهای خودکارآمدی افراد در گستره زندگی مؤثرند که در ادامه به طور مختصر مورد تحلیل قرار می گیرند. به طور کلی می توان گفت نقش چندین عامل در تحول باورهای خودکارامدی بسیار برجسته است که شامل خانواده، دوستان، مدرسه، نفوذ مرحله گذار نوجوانی، خودکارآمدی مرتبط با بزرگسالی و ارزیابی مجدد خودکارآمدی با افزایش سن می باشد.

تأثیر بافت خانواده بر باورهای خودکارآمدی

از ابتدای نوباوگی، والدین و یا مراقبان نوباوگان تجاربی را فراهم می کنند که تأثیر مختلفی بر خودکارآمدی کودکان دارد. وقتی خانواده به کودک کمک می کند تا به طور اثربخش با محیط برخورد کند تأثیر مثبتی بر تحول باورهای خودکارآمدی آنها می گذارد . (بندورا، 1997)

والدینی که تجارب در حد تسلط و فرصت های مختلفی را برای کودکانشان ترتیب می دهند، نوجوانان و جوانان کارآمدتری دارند در مقایسه با والدینی که فرصت محدودی را تدارک می بینند. در تبیین کنش وری های خانواده نشان داده شده است که بین ابعاد ساختاری خانواده و تحول باورهای خودکارآمدی رابطه وجود دارد، جایگاه خواهر و برادر( ترتیب تولد ) کامل بودن خانواده (آیا کودک با پدر یا مادر زندگی       می کند یا با هر دو؟) و تعداد افراد خانواده در چگونگی شکل گیری باورهای خودکارآمدی کودکان تأثیر می گذارد(فلامر[1]، 1995، به نقل از صمدی، 1386).

تأثیر دوستان و همسالان

تأثیر دوستان در خودکارآمدی کودکان از چند طریق صورت می گیرد. یکی از راههای سرمشق گیری از کودکانی است که شبیه او هستند . مشاهده موفقیت افرادی که کودک، خود را شبیه آنها می داند، انگیزه و خودکارآمدی مشاهده کننده را بالا می برد و آنها به این باور می رسند که می توانند عملکرد موفقیت آمیز داشته باشند. در عوض با مشاهده شکست افرادی که شبیه کودک هستند این باور را در آنها بنا می کند که آنها فاقد قابلیت و توانایی برای انجام تکالیف هستند و از تلاش و کوشش دست بر میدارند. این موضوع به ویژه در دانش آموزانی که درباره قابلیت های عملکردشان مطمئن نیستند بسیار تأثیرگذار است. تأثیر دوستان همچنین از طریق شبکه دوستان و همسالان یا گروه های بزرگ دوستان که دانش آموزان با آنها در ارتباط اند برجسته می گردد(شانک و پاجاریس، 2002).

نقش مدرسه

مدرسه محل صلاحیت های شناختی و کسب دانش و مهارتهای ضروری حل مسئله برای مواجهه اثربخش یا اجتماعی بزرگ تر می باشد، محلی است که کودکان مهارت ها و تفکر و دانش خود را به بوته آزمایش می گذارند، ارزیابی می کنند و با دیگر افراد جامعه مقایسه می کنند. وقتی کودکان بر مهارتهای شناخت مسلط می شوند احساس کارآمدی شناختی شان افزایش می یابد و این در نظام مدرسه که شامل ابزارهای آموزشی، عملکردهای معلمان و همکلاسی ها، بافت اجتماعی مدرسه و ساختار کلاسها می باشد، بنا      می شود. بنابراین نظام مدرسه و بافت تعاملی بین اعضا مدرسه باید به شکلی باشد که احساس باورهای خودکارآمدی در دانش آموزان نیرومند گردد و به دانش آموزان این باورها را تحمیل کند که می توانند و قابلیت توانایی انجام کار را دارند(بندورا، 1994)

رشد خودکارآمدی به واسطه تجارب مرحله گذر نوجوانی[2]

اگر چه هیچ دوره ای از تحول خالی از مشکلات و بحران نیست، از نوجوانی به عنوان دوره سرشار از اضطراب و آشوب روانی – اجتماعی[3] نام برده شده است. تجارب مرحله گذار نوجوانی شامل کنار آمدن با خواست ها و تنش ها و تنیدگی ها، چالشهای ناشی از بلوغ، سرمایه گذاری جنسی و هیجانی برای شریک زندگی، انتخاب دانشگاه و شغل است. در هر موقعیتی که مستلزم سازش یافتگی است، نوجوان باید صلاحیت های جدید و مهارت های جدید را بیاموزند و ارزیابی های جدیدی از قابلیت ها و توانایی هایشان بپرورانند. موقعیت این مرحله گذار بین کودکی و بزرگسالی به سطح کارآمدی ایجاد شده در خلال سالهای کودکی بستگی دارد(بندورا، 1994).

خودکارآمدی مرتبط با بزرگسالی

بندورا(1994) بزرگسالی را به اوان بزرگسالی و سالهای میانی بزرگسالی تقسیم کرده است. اوان بزرگسالی مستلزم یادگیری سازش یافتگی و کنار آمدن با ابعاد جدیدی از زندگی مانند ازدواج، پدرو مادری کردن و ارتقاء شغلی می باشد. خودکارآمدی بالا برای عملکرد موفقیت آمیز در این تکالیف ضروری است. سالهای میانی نیز تنیدگی زا هستند به طوری که افراد زندگی خود را مورد ارزیابی قرار می دهند و با محدودیت هایشان مواجه می شوند و باورهای خودکارآمدیشان را تصحیح مجدد می نمایند.

 

ارزیابی مجدد خودکارآمدی با افزایش سن

ارزیابی باورهای خودکارآمدی در پیروی دشوار است. توانایی های ذهنی و جسمی رو به کاهش می رود و بازنشستگی از کار فعال و کناره گیری از زندگی اجتماعی، دوره جدیدی از خودسنجی را منجر می شود. احساس کارآمدی شخصی پایین تأثیر بیشتری بر کنش وری های جسمی و ذهنی به جای می گذارد.

برای مثال کاهش احساس کارآمدی شخصی درمورد میل جنسی می تواند کاهش فعالیت جنسی را به همراه داشته باشد . کارآمدی شخصی پایین می تواند به خستگی و محدود شدن فعالیت های جسمی منجر شود.

در یک جمع بندی کلی می توان گفت خودکارآمدی ادراک شده، باورهای افراد درباره ی قابلیت هایشان برای تمرین مهار کنش وری هایشان و تمرین مهار رویدادهایی که بر زندگی شان تأثیر گذارند سروکار دارد. باورهای کارآمدی شخصی بر انتخاب در زندگی، سطح انگیزش، کیفیت کنش وری ها، مقاومت در برابر پریشانی ها و آسیب پذیری در مقابل تنیدگی افسردگی و اضطراب تأثیر می گذارد. باورهای افراد درباره کارآمدی شان تحت تأثیر منبع پنجگانه قرار دارد که شامل تجارب مسلط قانع سازی اجتماعی، تجارب جانشینی، حالت های فیزیولوژیکی و هیجانی و تصویرسازی ذهنی می باشد.

باورهای خودکارآمدی در خلال زمان و به واسطه تجربه تحول می یابند. تحول چنین باورهایی از نوباوگی شروع می شود و در سراسر زندگی ادامه می یابد و عواملی مانند خانواده، دوستان و همسالان، مدرسه، مرحله گذار نوجوانی و . . . در آن مؤثر هستند . (اعرابیان، 1383).

راهبردهای بهبود خودکارآمدی

سه راهبرد عمومی برای خودکارآمدی وجود دارد: الگوسازی[4]، استفاده از بازخورد اطلاعاتی[5] و بازآموزی اسناد. از این سه راهبرد، الگوسازی به دو دلیل مهمتر است:

دلیل اول اینکه، الگوبرداری به ویژه میان همسالان از سایر متغیرها بیشتر بر خودکارآمدی مؤثر است.

دلیل دوم این است که، الگوبرداری در بسیاری اشکال با آموزش کلاسی و آزمایشگاهی تلفیق می شود. الگوبرداری به فرآیند عمومی بازنمایی و توصیف بخش های تشکیل دهنده یک مهارت به دانش، دانش آموز گفته می شود. الگوبرداری، اطلاعات واضحی در مورد مهارت می دهد، این انتظار نوآموز که می تواند در آن ماهر شود را بالا می برد. همه الگوها مانند هم نیستند. معلم غالباً کسی است که می تواند در رویه های پیچیده کلاس، الگوی مناسبی باشد.

الگوبرداری، خودکارآمدی و استفاده از راهبردها را افزایش می دهد(شانک، 1991). به جز آموزش معلم محور، روشهای دیگری برای الگوسازی یک مهارت جدید جود دارند. یکی از این روشها تدریس دو جانبه است که دو تا چهار دانش آموز در گروه های یادگیری مشارکتی با هم کار می کنند. بازخورد دریافت شده از معلم، هم عملکرد و هم خودکارآمدی دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می دهد. دانش آموزانی که در کلاس به دیگر دانش آموزان بازخورد می دهند در بسیار موقعیت ها موفق ترند(باتلرودان[6]، 1995).

پژوهش ها نشان می دهند که انواع متفاوت بازخورد تأثیرها ی مختلفی روی عملکرد و کارآمدی دانش آموزان دارد. بازخورد پیامد، اطلاعات ویژه ای در مورد عملکرد می دهد و اثر کمی بر تصحیح اولیه یا عملکرد در آزمون های بعدی دارد. بازخورد شناختی که تأکیدش بر ارتباط بین عملکرد و ماهیت تکلیف است درک عمیقی از چگونگی انجام کامل تکلیف را فراهم آورده و تأثیر مثبت تری بر عملکردهای بعدی می گذارد. مطالعات نشان می دهند که بازخورد شناختی با کیفیت بالا در مورد عملکرد ضعیف، خودکارامدی و عملکرد بعدی را بهبود می بخشد(شروا و بروکس[7]، 2000).

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

بازآموزی اسنادی به دانش آموزان کمک می کند تا پاسخ های اسنادیشان را بهتر درک کنند و پاسخ هایی را گسترش دهند که درگیری در تکلیف را تشویق می کنند. اکثر برنامه های بازآموزی اسنادیی کاملاً موفقیت آمیزند. پیامدهای عمومی این است که:

–   به افرادی یاد داده می شود که چگونه رفتارهای نامطلوب مثل اجتناب از تکلیف را تعریف کنند.

– اسنادهای تحت رفتار اجتناب از تکلیف را تعریف کنند.

– اسنادهای تحت رفتار اجتماعی ارزیابی شوند.

– الگوهای اسنادی مطلوب تکمیل شوند.

بازآموزی اسناد، شرکت در تکالیف، پافشاری و پیشرفت را افزایش می دهد. اکثر برنامه های بازآموزی تلاش می کنند که اسنادهای یادگیرندگان را در جهتی تغییر دهند که یادگیرندگان موفقیت را به تلاش نسبت دهند. تلاش یک متغیر قابل کنترل و توانایی یک متغیر غیرقابل کنترل است. برنامه های منطبق بر این راهبرد، مبین افزایش شرکت در تکالیف، پافشاری و سطوح پیشرفت بوده اند تفکیک تلاش و توانایی برای دانش آموزان ضروری است. دانش آموزان بایددرک کنند که توانایی و تلاش نیز شیوه ای جهت افزایش دانش، استفاده از راهبرد و حل مسئله کارآمد است.

[1] – Flammer

[2] – Transitional

[3] – Mental turmoil and social

[4] – Modeling

[5] – Informational Feed Back

[6] – Butler & Dunn

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

از نظر تاریخی اهمال کاری براساس دو دیدگاه قابل بررسی است . دیدگاه نخست ، آن را یک پدیده نسبتا” تازه و دیدگاه دوم ، آنرا پدیده تمام زمان ها در نظر می گیرد که در سال های اخیر افزایش یافته است .      ( استیل[1] ، 2007 ) براساس دیدگاه دوم هزاران سال است که…

رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

از نظر تاریخی اهمال کاری براساس دو دیدگاه قابل بررسی است . دیدگاه نخست ، آن را یک پدیده نسبتا” تازه و دیدگاه دوم ، آنرا پدیده تمام زمان ها در نظر می گیرد که در سال های اخیر افزایش یافته است .      ( استیل[1] ، 2007 )

براساس دیدگاه دوم هزاران سال است که تعلل به عنوان به عقب انداختن کار امروز به فردا ،ایجاد مشکل نموده است . برای مثال حمورابی پادشاه بابل بر پایه قانون 283 به منظور جلوگیری از اهمال کاری قانون مهلت مقرر برای طرح شکایت را به ثبت رسانیده است . رومیان اهمال کاری را واگذاری کار امروز به فردا دانسته اند و در عصر حاضر نیز توماس هابز ، ارزش شخصی هر فرد را در توانایی وی برای مدیریت و استفاده مؤثر از زمان تعریف می کند . ( استیل 2007 ).

باوجود این تنها در سال های اخیر در زمینه های ایجاد و چگونگی درمان آن توجه شده است .

از نظر لغوی واژه ی اهمال کاری معادل تعلل ، سهل انگاری و به تعویق انداختن می باشد . ( الیس ونال ، 1977 به نقل از فرجاد 1382 )

 

 

 

تعاریف

واژه لاتین تعلل،یا اهمال کاری از دو کلمه «پرو[2]» و «کـراسینوس[3]»  تشکیل شده است که پرو به معنی جلو و کـراسینوس به معنی فردا می باشد . ( فراری[4] و همکاران ، 1995 ) .  فرهنگ نامه کمبریج ( 2003 ) عقب انداختن انجام امری را به دلیل ناخوشایندی یا ملال آوری آن ، تعلل می داند .

اوند ( 1996 ، به نقل از استیل ، 2007 ) . اهمال کاری را به تعویق انداختن عملی به خصوص هنگامی که تعویق بدون دلیل مناسب باشد ، می داند .

الیس وکنوس [5](1997 ) اهمال کاری را تمایل به اجتناب از فعالیت، محول کردن انجام کار به آینده و استفاده از عذر خواهی برای توجیه تأخیر در انجام فعالیت تعریف نموده اند . در تعریف این سازه ، محققان به کاهلی و امروز و فردا کردن در انجام کارهای مهم ( در زمان مورد انتظار ) ، همراه با تجارب ذهنی ناراحت کننده اشاره نموده اند ( سنکال [6]، کاستنر[7] ، والراند[8] ، 1995 )

در واقع اهمال کاری راه فرار از زیستن تا سرحد در لحظات حال است . اهمال کاری  در واقع ادامه دادن دیروز و اجتناب از امروز است . تصمیم به تعویق انداختن کاری که می توان در زمان حال نجام داد ، ظاهرا” جانشین قابل قبولی است .  برای عملی ساختن آن و این ( دلایل واهی ) امکان را فراهم می آورد که خود را فریب دهیم و فکر کنیم که با انجام ندادن کاری که قصد انجام آن را داشتیم به خودمان دروغ نگفته ایم .

اهمال کاری کار بشر است اما منظور از اهمال کاری مورد بحث تأخیری طبیعی و معمولی نیست که گاهی اوقات پیش می آید ، بلکه منظور نوعی ویژگی شخصیتی است که دررضایت فردی اختلال ایجاد می کند   و به کیفیت روابط انسانی آسیب می رساند . این نوع از  اهمال کاری را می توان اهمال کاری   مزمن        یا سندرم فردا نامید . در خصوص پیش آیندهای اهمال کاری  ، محققان و نظریه پردازان به عوامل       مختلفی اشاره نموده اند از قبیل : اضطراب و وابستگی ،ترس از ارزیابی منفی ، عزت نفس پایین ، ترس از شکست ، تنفر از کار ، فقدان انرژی ( سولومون[9] وراث بلوم[10] ،1984، اسکوئنبرگ[11] ،1995 ) کمال گرایی (جانسون[12] و سلانی ،1996  ) .درماندگی آموخته شده ، خودبینی ،پایین بودن سطح تحمل و عصبانیت       ( الیس و جیمز نال ،1997 ، به نقل از فرجاد 1382 ).

 

 

اهمال کاری دارای علایمی می باشد که عبارتند از :

رفتار وقت کشی ، اتلاف وقت، احساس غرق شدن در مسیولیت ها، ناتوانی در اهداف مهم زندگی، انجام کارها با سرعت زیاد، در آخرین دقایق، خیالبافی و آرزو به جای انجام کارها، نداشتن برنامه ریزی مداوم برای زندگی، دادن شعارهایی که هیچ گاه انجام نمی شوند . رفتارهای اهمال کاری تأثیرات منفی بر افراد دارند مانند :بی قراری  شبانه و خواب نامناسب ، سطوح  بالای استرس و هراس ، عقب افتادن به دلیل کمبود زمان یا تکمیل نامناسب تکالیف . افراد اهمال کار بعد از آخرین تعلل ورزی . به خود قول می دهند که دفعات بعد وظیفه خود را به لحظه آخر موکول نمی کنند ، اما دوباره این اتفاق می افتد ( کاگان[13] ، کاکر[14] ،لیهان [15]و کاندمیر[16] ، 2010 )

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

رویکردهای اهمال کاری

رویکردهای گوناگونی در زمینه ی اهمال کاری ارائه شده است که در ادامه به آن ها می پردازیم .

رویکردهای رفتاری

این نظریات اهمال کاری را بر حسب تقویت تبیین می کنند یعنی به تعویق انداختن کار برای فرد اثر تقویتی بیشتری از انجام آن دارد . در این دیدگاه هدف درمان کاهش نسبت یا درصد زمان تعلل و افزایش نسبت یا درصد مطالعه یا فعالیت می باشد . برای کاهش تعلل از روش هایی چون الگو سازی ، مدیریت زمان و فنون برنامه ریزی استفاده می شود.

روش شرطی سازی ابزاری به صورت ارائه جایزه در بین فاصله های مطالعه و از شرطی سازی کلاسیک برای روش تداعی با ساعت های کار یا مطالعه استفاده می گردد . با وجود این باید توجه داشت که شرطی سازی در این شیوه مستلزم تمرین های مکرر میباشد و درمان های کوتاه مدت ممکن است شیوه ای ناموفق باشد . یک مورد از مداخله در تعلل به این شیوه توسط تاکمن و اسکونبرگ ارائه شده است . هدف این مداخله درمان نمی باشد . بلکه کاهش فراوانی رفتارهای ناخواسته است . ( اسکونبرگ و همکاران 1995 )

 

[1] – Steel

[2] – Pro

[3] – Casinos

[4] – Frarri

[5] – Knaus

[6] – Sencal

[7] – Koestner

[8] – Valerand

[9] – Solomon

[10] – Roth blum

[11] -Schouwenberg

[12]- Johnson

[13] – Kagan

[14] -Cakir

[15] – Lihan

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

تحقیق (پایان نامه) : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

رویکردهای رفتار منطقی – هیجانی این نظریات بر نقش باورهای غیر منطقی و چشم داشت های غیر واقع بینانه در اهمال کاری تأکید می کنند. ( بالیکس و دیوریو ، 2007 ، به نقل از حسینی و خیر،1388 ) ویژگی رایج در چنین باورهایی ، غیر منطقی بودن آن ها و درمان متداول در این…

تحقیق (پایان نامه) : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

رویکردهای رفتار منطقی هیجانی

این نظریات بر نقش باورهای غیر منطقی و چشم داشت های غیر واقع بینانه در اهمال کاری تأکید می کنند. ( بالیکس و دیوریو ، 2007 ، به نقل از حسینی و خیر،1388 ) ویژگی رایج در چنین باورهایی ، غیر منطقی بودن آن ها و درمان متداول در این دیدگاه ، رفتار منطقی – هیجانی می باشد.  این نظریه توسط الیس در سال 1995ابداع گردید . ایده ی اصلی این نظریه آن است که افراد معمولا” همانطور که فکر می کنند. احساس و عمل می نمایند . مفهوم این ایده آن است که نظام باورهای افراد ، افکار ، اسناد و ارزش ها ، احساس ها و آن ها را بر می انگیزاند . ( الیس وکنوس، 1997 )

نظام باورهای از دو قسمت باورهای منطقی و باورهای غیر منطقی تشکیل شده است . باورهای منطقی ، باورهایی هستند که در کنار یکدیگر به طور منطقی قرار گرفته و واکنش های رفتاری و هیجانی ، هدف های اساسی را ایجاد می نماید . باورهای غیر منطقی ناخواستنی هستند ، که واکنش های منفی مثل اضطراب و افسردگی ایجاد می کنند . نظریه رفتار منطقی – هیجانی روشی برای تعیین تمایز باورهای منطقی از باورهای غیر منطقی ارائه نموده است . باورهای منطقی باواقعیت همخوانی بیشتری داشته ، سالم تر بوده و با فلسفه کلی توان بخشی افراد به ایجاد رفتار و احساس مناسب تر ، هماهنگی دارد. ازاین دیدگاه اهمال کاری نیزریشه در عقاید غیر منطقی دارد .

الیس ونال ( به نقل از فرجاد ،1382 ) در توضیح عوامل اهمال کاری به 3 تفکر غیر منطقی اهمال کاری اشاره می کنند .

  • من باید کارم را خوب انجام دهم در غیر این صورت از کارم راضی نخواهم بود .
  • همه شرایط باید به نفع من تغییر یابد و هر چه می خواهم برایم فراهم شود .
  • همه باید با من خوب رفتار کنند و احترام مرا نگه دارند .

در مورد اول ، انتظار و توقع زیاد درباره هر چه بهتر انجام شدن کار ، موجب نگرانی و تشویش و ترس او از شکست  می شود .  در مورد دوم ، نتیجه ای که نصیب شخص می شود ، رنجش و خصومت است . در مورد سوم نتیجه کار ، اضطراب و نا امیدی همراه با پایین بودن سطح تحمل و عدم توانایی در برابر مشکلات است . در نتیجه این باورهای غیر منطقی افراد ترجیح می دهند که انجام کار را به تعویق      بیندازند . هم چنین از دیدگاه الیس ، عقب انداختن کارها علاوه بر باورهای غیر منطقی از عوامل زیر منشاء می گیرد .

 

1- احساس خودکم بینی

یعنی فرد خود را پایین تر از آنچه که هست در نظر می گیرد . نتیجه ی چنین وضعی کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس می باشد .با کاهش عزت نفس بالطبع احساسات منفی و افکار آزار دهنده در شخصیت فرد رسوخ کرده و فرد آمادگی کار درست و صحیح (خوب ) را از دست می دهد .

در افراد ضعیف و خود کم بین ، خصوصیات روانی و رفتاری زیر دیده می شود .

آن ها خود را فردی خودخواه و فاقد استعداد می شمارند .

افرادی که قادر به انجام کار در حد مطلوب نیستند .

افرادی که در اغلب کارهای مهم ، با شکست مواجه می شوند . ( دایر، به نقل از شهنی ییلاق ،1385)

افرادی که به آینده خوش بین نیستند و نمی توانند به پیشرفت و ترقی خود در زندگی امیدوار باشند .

افرادی که تحت تأثیر اندیشه های یادشده زندگی را باخته اند . این اندیشه ها شخص را از همه چیز باز می دارد و مانع تحمل در زندگی فرد می شود .

2– پایین بودن سطح تحمل ( سرخوردگی )

افراط در هر کاری می تواند منجر به پرتوقعی گردد . البته منظور از پرتوقعی ، توقع بالادر انجام کارهاست که منجر به سرخوردگی می گردد. هنگامی که فرد توقع کار بالایی دارد . گونه ای ترس در فرد به وجود می آید که نکند رفیق من در حد انتظارم نباشد . بدین جهت برای فرار از سرخورده شدن از انجام کار و کوشش برای حل آن دست می کشد . در نتیجه نسبت به آن بی علاقه می گردد. در واقع به گفته ی الیس ، توجه بیش از حد برای کسب موفقیت بالا ، فرد را دچار استرس و اضطراب و فرار از کار خواهد کرد . زیرا انتظار نتیجه ای بالاتر از توانایی ها و استعدادها ، نه تنها تشویق برانگیز نیست ، بلکه سبب بیزاری و انزجار نیز هست ، زیرا بازبه تأکید الیس ، توانایی فرد نمی تواند بیش از حد کارایی او باشد .

عدم امیدواری در پیشرفت کار نیز باعث رشد نگرانی و ترس در فرد می شود که بالطبع عدم موفقیت را افزایش می دهد . کم تحملی در برابر مشکلات ،  وقفه و رکودی در فرد به وجود می آورد که باعث انزجار می گردد. وقتی میزان توقع بیش از حد توانایی باشد به تأکید الیس کار نیز کسل کننده می گردد. در چنین وضعیتی شخص ساعت ها وقت خود را فدای آن می کند و به تفریح و کارهای دیگر می پردازد و یا    حتی به استراحت و خواب مشغول می گردد . اما در عین حال عصبی و خسته نیز می شود و با دیگران رفتاری غیر قابل تحمل می کند . به تعبیر الیس توقع بیش از حد توانایی ، طفره رفتن و بی علاقگی را باعث می شود . ( دایر [1] به نقل از شهنی ییلاق ،1385 )

وین دایر دلایل دیگری را درباره  اهمال کاری بیان کرده است . به عقیده ی او ریشه ی اهمال کاری چیزی جز خود فریبی و فرار از قبول مسئولیت نیست .  به عقیده ی او بازدهی که فرد از اهمال کاری  به  دست

می آورد  در مسائل زیر نهفته است .

تعویق انداختن و اهمال کاری در هر امری به فرد این امکان را می دهد تا از فعالیت های ناخوشایند فرار کند . شاید از انجام دادن بعضی از کارها واهمه داشته باشد .

ازراه خود فریبی می تواند احساس آرامش کند و با دروغ گفتن به خود اقرار کند به این واقعیت سرباز می زند که اکنون فعال نیست و این لحظه خاص را به بطالت می گذراند .

تا زمانی که به اهمال کاری خویش ادامه می دهید می توانید پیوسته همانگونه که هستید باقی بماند . به این ترتیب لزوم تغییر کردن و قبول مخاطرات آن را از زندگی خود حذف می کند .

با انتظار بهتر شدن اوضاع می تواند بنشیند و دنیا را به خاطر اندوه خود سرزنش کند.

با دوری گزیدن از فعالیت هایی که مستلزم مخاطره است برای همیشه از احتمال شکست دوری می کند. به این ترتیب هرگز ناگزیر نمی شود تا با تردیدهایی که نسبت به خود دارد رودرو مواجه شود .

ابراز همدردی دیگران و دلسوزی شخص خود را جلب می کند تا به خاطر احساس اضطرابی که ناشی از انجام ندادن کارهایی که می خواسته انجام دهد و نکرده ، همواره آسوده بماند   .

با به تعویق انداختن کارها و آن وقت کم ترین زمان را برای انجام دادن آن ها تخصیص دادن ، می تواند عملکرد ناقص یا بد خود را به حساب کمی وقت بگذارد .

با به تعویق انداختن کارها ممکن است بتواند شخصی دیگریرا برای انجام آن بیابید . به این ترتیب تعلل ورزیدن یه صورت وسیله ای برای استفاده از دیگران در می آید . ( دایر به نقل از شهنی ییلاق ،1385 )

نظریه رفتار منطقی – هیجانی می تواند به خود مدیریتی افراد تعللی کمک کند . این کمک معمولا” از طریق بررسی شیوه ،چگونگی و چرایی تفکر صورت می پذیرد .

روش منطقی – هیجانی ( REBT  ) رویکردی چند وجهی را معرفی می کند که افکار  ، رفتار و احساسات را وابسته به یکدیگر می داند و هنگامی که تلاش برای تغییر آن ها صورت می پذیرد ، هر سه وجه             ( شناختی ، هیجانی ، رفتاری ) دخالت دارند . به عنوان مثال در شیوه ی شناختی ، مورد بحث قرار دادن در شیوه ی هیجانی ، تصویر سازی ذهنی و خود پذیری غیر شرطی  ، در شیوه های رفتاری تمرین خطرپذیری مورد استفاده قرار می گیرند . و براین باورند که اغلب دانش آموزان هنگام تعلل نسبت به خود خشمگین هستند .

برای توصیف دقیق این نظریه ، توضیح ترکیب ABC ضرورت دارد. منظور از ( A ) موقعیتی است که فرد با آن روبرو می شود. منظور از ( B ) تفکری است که فرد در رابطه با آن موقعیت داردو منظور از (C ) احساساتی است که فرد در آن موقعیت تجربه می نماید .

از نظر الیس ، موقعیت ها به تنهایی تعیین کننده احساس افراد نیستند . بلکه باورها ، افکار و تفسیری که افراد از موقعیت دارند . دربرانگیختن احساس مثبت و منفی و به دنبال آن نحوه ی عملکرد افراد تأثیر دارند . در صورت کاهش باورهای غیر منطقی ، هیجان ورفتار فرد نیز به تبع آن کاهش می یابد .

در این روش درمانی ، ابتدا مراجعین با ویژگی های نظریه آشنا می شوند و در پایان از آن هاخواسته می شود در مواردی از زندگی تعللی خود را به صورت, A, B , C در نظر بگیرند و آن را به صورت چرخه کاملABCDE مورد بررسی قرار دهند . منظور از D شیوه ی مورد بحث در مورد باورهای غیر منطقی و منظور از E ، شکل دهی و تجدید سازمان باورهای غیر منطقی خود را به چالش بکشد به عنوان مثال « چه دلیلی دارد که آن چه را کسل کننده هست نتوانم انجام دهم » و یا « امکان ندارد که همه ی وقایع آن طوری رخ دهد که من انتظار دارم »

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

پس از انجام یک تحلیل کامل ABCDE از یک واقعه از مراجعین خواسته می شود که این شیوه را در   مورد وقایع زندگی در خانه به کار ببرند و جلسه ی بعد در گروه درمانی آن را بیان نمایند . در گروه درمانی طرح ABCDE به طور کامل تحلیل خواهد شد ، به صورتی که مراجعین به باورهای غیر منطقی خویش   پی برده ، و به تدریج باورهای جدید در آن جایگزین گردد. در طی جلسه های درمان شرکت کنندگان چندین بار سبک های غیر منطقی خود را در چارچوب ABCDE می آزمایند . با زخورد می گیرند. ( اسن[2]  هیول [3]، اسبارد[4] ، 2004 ،به نقل از شهنی ییلاق ، 1385 )

[1] -Dayer

[2]-Essen

[3] – Heuvel

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  | 

رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

هر چند زیر بنای نظری و فلسفی درمان شناختی بِک و درمان منطقی – هیجانی الیس به هم نزدیک هستند و نقاط مشترک هر دو نظریه بیش از تفاوت های موجود بین آن هاست و می توان گفت شیوه درمانی الیس چارچوب فلسفی کامل تری از شناخت درمانی بِک دارد . اما رفتار درمانی شناختی…

رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی

هر چند زیر بنای نظری و فلسفی درمان شناختی بِک و درمان منطقی – هیجانی الیس به هم نزدیک هستند و نقاط مشترک هر دو نظریه بیش از تفاوت های موجود بین آن هاست و می توان گفت شیوه درمانی الیس چارچوب فلسفی کامل تری از شناخت درمانی بِک دارد . اما رفتار درمانی شناختی ، راهنمایی های عملی روشنی را در اختیار درمانگران قرار می دهد . در این رویکرد خطاهای شناختی و شناخت های ناسازگارانه عامل اصلی رفتارهای تعلی به شمار می روند . کنترل ناپذیری و خطر مهم از مهم ترین متغییرهای پیش بینی برای اهمال کاری رفتاری به شمار می رود .

افراد دارای اهمال کاری بالا از نبود احساسات کنترل شخصی ، نداشتن احساس توانایی ادراک شده و خودکارآمدی پایین رنج می برند . به بیان دیگر ، باورهای مرتبط با کنترل ناپذیری و خطر می توانند به کاهش بیشتر احساس کنترل شخصیتی بیانجامد و به دنبال آن افزایش اضطراب فرد برای انجام تکلیف و تعلل بیشتر او در آغاز و پیگیری انجام تکلیف را در پی داشته باشد .

ویژگی دیگر تفکر این افراد ، ترس از شکست و بدبینی درباره ی آینده ، بویژه درباره ی توانایی های خود در بدست آوردن نتایج خوشایند است . عد م اطمینان شناختی دیگر از خصوصیات شناختی این افراد است ، و مربوط به باورهای فراشناختی در زمینه ی بی کفایتی شناختی آن ها می باشد . چنین باورهایی تا اندازه ای در نتیجه ی شکست های پیشین در پیدا کردن راه حل برای مسایل پیش روی آن هاست . برای نمونه این این باورفرد که به «حافظه ام اعتماد ندارم » به بیان دیگر باورهای فرد در زمینه ی عدم اطمینان شناختی     می تواند اهمال کاری رفتاری را به خوبی پیش بینی کند .

افرادی که باورهایی منفی درباره ی کفایت شخصی خود دارند ، در مورد توانایی های خود در آغاز یا تکمیل تکلیف تردید دارند و این موضوع افزایش اثرات منفی انگیزشی برای آغاز و تداوم تکلیف را در پی دارد . که در نهایت و خود تردیدی از ویژگی های افراد دارای اهمال کاری است . احتمال شکست را در آن ها افزایش می دهد . احساس گناه ، افسردگی ، و تعلل ورزی رفتاری را به گونه ای منفی و معنی داری پیش بینی می نماید . به بیان دیگر هر چه خودآگاهی شناختی افراد کم تر باشد . اهمال کاری در رفتار بیشتر دیده می شود .درواقع هر چه آگاهـی های فرد از اندیشه ها ، باورها و فـــرآیندهای فکری خود بیشتر باشد . بهتر و زودتر  می تواند موقعیت های گوناگون را تحلیل کند و رفتار مناسبی را در پیش گیرد و کمتر احتمال دارد که در تصمیم گیری های خود اهمال کاری نشان دهد . ( حسینی و خیر،1386 )

نظریه ی درمان شناختی براساس فرضیات زیر بنا شده است :

1- شناخت های ناسازگار منجر به رفتارهای ناسازگار و خود مغلوب سازی می شوند .

2- رفتارهای سازگار و خودافزونی مراجع را می توان به وسیله ی یادگیری وی در زمینه ی ایجاد افکار مثبت و خودافزاینده ترغیب و یاتحریک کرد .

3-می توان به مراجعین آموخت که چگونه افکار ناآشنا و خود مغلوب سازی را به افکار ، نگرش ها و رفتارهای خودافزاینده تغییر دهند .

رویکرد انگیزشی ( تعلل به عنوان یک مشکل انگیزشی )

در این دیدگاه تعلل به عنوان تنبلی نیست، بلکه از آن جهت انجام می گیرد که افراد تعللی علاقمند به انجام فعالیت دیگری هستند. این فعالیت ها معمولا” مواردی چون اوقات فراغت ، لذت از ارتباط اجتماعی ، تماشاکردن تلویزیون و کار با اینترنت را در بر می گیرد .

روان شناسان و مشاورینی که این دیدگاه را پذیرفته اند ، معمولا” به ادراک زمینه مورد نظر گرایش دارند . آن ها به این زمینه به عنوان موقعیت انتخاب هر نوع فکر یا فشار انگیزشی معینی توجه می نمایند . تعلل به عنوان موقعیت انتخاب هر نوع فکر یا فشار انگیزشی معینی توجه می نمایند . تعلل در یک موقعیت تحصیلی به این معنی است که فشار انگیزشی مطالعه کم تر از فشار انگیزشی مطالعه در سایر موقعیت ها می باشد .

نتیجه این فرآیند رفتار تأخیری در زمینه مطالعه  می باشد . از نظر پژوهشگران این دیدگاه دلایل عمده تعلل تحصیلی عبارتند از :

1- ارزش نسبتا”پایین تکالیف دراز مدت

2- انتظار نسبتا” پایین  افراد تعللی برای انجام این تکالیف به صورت موفقیت آمیز

3-تأخیر نسبتا” طولانی در ارائه ی جایزه برای تکالیف دراز مدت

4- حساسیت نسبتا”بالای افراد تعللی نسبت به تأخیر در جایزه

مداخله مبتنی بر دیدگاه انگیزشی در کاهش تعلل می تواند برعوامل زیر تمرکز یابد :

1- افزایش خودگردانی ( از طریق تعیین هدف ها ، اداره پیشرفت و مدیریت زمان )

2-افزایش خودکارآمدی (از طریق تشویق تجربه های موفقیت آمیز و اصلاح باورهای غیر منطقی )

3- جلوگیری از حواس پرتی

اهمال کاری به عنوان یک عادت

در این دیدگاه تعلل به عنوان یک عادت مطرح  است . عادت ها  در تعلل ، کنترل بر رفتار را کاهش  داده که در نهایت  منجر به کاهش انتظار خود کار آمدی فرد می شود . با در نظر گرفتن تعلل به عنوان عادت ، دشواری هایی در درمان کامل  تعلل  ایجاد می گردد . بنابراین ، هدف رویکردهای  درمانی مبتنی بر این دیدگاه ، درمان نیست بلکه القاء سطح معینی از کنترل یا  نگه داری رفتارهای تأخیری در یک نسبت طبیعی می باشد . در این روش ، از مداخله هایی چون مدیریت تکلیف که بر تجدید ساختار محیط ، آموزش رفتارهای سازگارانه ، افزایش مسئولیت پذیری فردی و استفاده از نفوذ اجتماعی  تأکید دارد ، استفاده        می شود (   الیس و نال ، 1977 ؛ به نقل از فرجاد ، 1382 )

اهمال کاری به عنوان یک اختلال شخصیتی

در این دیدگاه اهمال کاری به عنوان ضعف وجدان با ویژگی هایی چون نداشتن پشتکار، تنبلی، عدم توجه و ضعف قدرت طلبی شناخته شده است . افراد  تعللی احتمالا ویژگی  های افراد تکانشی را  دارند ( مک کان ، جانسون و شار ، 1993 ) . اگر چه تعلل به عنوان وجه تمایزی در کتابچه آمار و تشخیص اختلالات روانی تجدید نظر شده ( DSM IV- R  ) ، انجمن روان پزشکان آمریکا در نظر گرفته شده است ،  اما تعلل مزمن به عنوان سطح پایین و جدانی بودن می توان در این طبقه جای گیرد .

دانلود پایان نامه ارشد : رابطه خودکارآمدی،اهمال کاری و اضطراب امتحان با پیشرفت تحصیلی در بین دانش آموزان

در درمان رویکرد تعلل به عنوان اختلال شخصیتی ، انواع متفاوت روان درمانی ها برای هر بیمار بر مبنای سطح افراط ، عملکرد بد و کمبود در نظر گرفته می شود . درمان های جدیدبر جنبه های خاص اختلال توجه داشت ، و فنون خاصی را با توجه به نوع مسئله و سطح واکنش بیمار انتخاب می نمایند. همچنین سایر روش های درمانی با توجه به هدف های درمانی ( درمان ساده رفتاری در مقابل درمان پیچیده عادتی ) ، عمق تجربه ی درمان بیمار ( بررسی خودآگاه بیمار در مقابل ناخودآگاه بیمار ) و درجه ی راهنمایی درمانگر ( درمان مستقیم و غیر مستقیم ) مورد استفاده قرار می گیرد . ( ساندرسن[1] و کلارک [2]،1994 ، به نقل از حسینی و خیرآبادی 1386 )

به طور کلی می توان گفت عوامل مربوط به اهمال کاری در دو طبقه ی کلی قرار می گیرند :

1- عوامل درونی و روانی یعنی آسیب ها و ناهنجاری هایی که مربوط به خودفرد اهمال کار است ؛  مانند :

احساس خودکم بینی، کوته بینی ، توقع بیش از حد از خود ، پایین بودن آستانه تحمل، کمال گرایی وسواس گونه، فقدان قاطعیت، گناه یا شرمساری، افسردگی و اضطراب ، مهارت های ضعیف مدیریت زمان ، عقاید خودکارآمدی ، نارضایتی از تکلیف ویژگی های شخصی ( کمال گرایی و تمایلات روان رنجورانه ) ، افکار غیر منطقی ، ناتوانی درتمرکز ، ترس از شکست ، ناتوانی در تصور موفقیت ، پایین بودن احترام به خود ( هوول [3]و واتسون [4]، 2007 ، سنکال[5] و همکاران 1995 ، واتسون 2001 )

2-عوامل بیرونی و محیطی یعنی  آسیب هایی که هنگام ارتباط با دیگر اشخاص و یا محیط اطراف، خود را نشان می دهد ؛ عوامی چون  : نارضایتی از وضع موجود، احساس عدم مسؤولیت در برابر دیگران،  تلاش برای جلب رضایت همگان و عواملی از این قبیل ( نینان[6] ، و درایدن [7]، 2002 ، به نقل از حسینی و خیرآبادی ، 1386 ). در بحث درمان به شیوه هایی چون : تلاش برای ایجاد انگیزه و پرهیز از تنبلی و بی حالی ، پرهیز از توجه و تلقین درمانی ، تنبیه و شرطی کردن شدن اجتنابی ، تغییر محیط ، ایجاد عشق و علاقه ، یافتن دوست منضبط ، بازی با احتمالات ، خودتنظیمی ، و یادآورنده ها ، استفاده از شیوه های هم پیمانی ، عدم انتظار پیشرفت سریع اشاره کرد.

 

 

[1] – Sonderson

[2]- Cekark

[3] – Howell

[4]- Watson

[5] – Senecal

[6] – Necnan

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر 1397ساعت 21:08 توسط مدیر سایت  |